تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
سخن گوئيد در آنچه در زير عرش است و در آنچه در زبر عرش است سخن مگوئيد زيرا كه گروهى در باب خداى عز و جل سخن گفتند پس سر گشته شدند بمرتبهء كه چنين بود كه مردى از پيش رويش جواب ميداد يعنى پيش رو و پس پشت را از يك ديگر تميز نميداد . پدرم « ره » گفت حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از محمد بن يحيى خثعمى از عبد الرحيم قصير كه گفت حضرت باقر ( ع ) را سؤال كردم از چيزى از توحيد پس آن حضرت دستهاى خويش را بسوى آسمان بلند كرد و فرمود كه خداوند بزرگوار عظيم الشان برتر است بدرستى كه كسى كه فرا گرفته آنچه را كه در آنجا است و متعرض تحقيق آن گرديده هلاك شده است و به همين اسناد از ابن ابى عمير از عبد الرحمن بن حجاج از سليمان بن خالد از حضرت صادق ( ع ) مرويست كه در قول خداى عز و جل
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
فرمود كه چون سخن بخداى عز و جل منتهى شود از آن باز ايستيد و خويشتن را نگاه داريد و معنى آيه اين است كه و نيز در صحف موسى و ابراهيم مذكور است آنكه بسوى پروردگار تو است پايان كار و رجوع خلائق بعد از انقطاع عمل تا هر يك را بر وفق آنچه كرده از خير و شر جزاء دهد و بعضى گفته‌اند كه معنيش اينست كه نهايت فكرت بسوى او است يعنى قوهء فكريه قدرت بر تفكر در جميع مكونات دارد اما چون به او سبحانه رسد متحير شود و بايستد و اين حديث و حديثى كه مىآيد مؤيد معنى دويم باشد . و به همين اسناد از ابن ابى عمير از ابو ايوب خزاز از محمد بن مسلم مرويست كه گفت حضرت صادق ( ع ) فرمود كه اى محمد پيوسته با مردمان سخن باشد و هر سخن كه بگويند ايشان را جائز است تا آنكه در خدا سخن گويند پس چون اين را بشنويد بگوئيد كه لا إله الا الله الواحد الذى ليس كمثله شيء ( يعنى نيست خدائى مگر خداى يكتا و يگانهء كه چيزى مانند او نيست . و به همين اسناد از ابن ابى عمير از محمد بن حمران از ابو عبيدهء حذاء مرويست كه گفت حضرت باقر ( ع ) به من فرمود كه اى زياد بپرهيز از مجادلات و گفتگوها كه به جهت اظهار حق نباشد زيرا كه آنها موجب شك ميشوند و عمل را فرو ميريزند و صاحب خود را هلاك ميكنند و شايد كه به چيزى تكلم مىكند كه