تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
آورد و كارهايت را درست كند آيا در مردمان اداة و آلت حصولى قرار داده شده كه بسبب آن معرفت را بيابند فرمود نه عرض كردم كه پس تكليف شده‌اند كه تمام اسباب معرفت را تحصيل كنند تا معرفت بهم رسانند بدون تعريف خدا راوى ميگويد كه حضرت فرمودند بر خدا لازم است كه بيان كند
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
يعنى « تكليف نميكند خدا و در رنج نمىافكند هيچ تنى را مگر آن مقدار كه طاقت و توانائى و قدرت و گنجايش آن باشد بلكه آن را كمتر از قدر طاقت تكليف فرموده چه طاقت فوق وسع است »
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها
يعنى « و تكليف نكند خدا هيچ نفسى را مگر آنچه او را عطاء فرموده و شناختن آن را بنفس داده . » و راوى ميگويد كه آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عز و جل
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ
فرمود كه تا بشناساند ايشان را و آگاه گرداند آنچه او را خوشنود ميسازد و آنچه او را بخشم مىآورد . به همين اسناد از يونس بن عبد الرحمن از سعدان روايت است كه آن را مرفوع ميسازد بسوى حضرت صادق ( ع ) كه فرمود خداى عز و جل هيچ نعمتى را بر بندهء از بندگان انعام نفرموده مگر آنكه در باب آن حجت از جانب خود بر او لازم آورده و از او سؤال خواهد فرمود پس هر كه خدا بر او منت گذاشت او را توانا ساخت حجتش بر او قيام كردن به آنچه او را تكليف فرموده و محافظت آنست و قيام بتحمل و مشقت آنكه از او پست‌تر باشد بحسب مرتبه از آنان كه از او ضعيف‌ترند و هر كه خدا بر او منت گذاشت و او را توانگر ساخت حجتش بر او مال اوست كه در آن تعهد و بازجوئى فقراء و احوال ايشان بنوافل و مستحباتى كه دارد بر او واجب باشد و هر كه خدا بر او منت گذاشت و او را بزرگوار گردانيد در خانهء خويش كه مراد از آن قبيله و عشيره است و او را در صورتش صاحب جمال ساخت و نزد مردم معروف و روشناس شد حجت خدا بر او آنست كه خدا را بر اين نعمت حمد و ثناء گويد و بر غير خود توقع نورزد و گردنكشى نكند كه حقوق ضعفاء و ناتوانان را به جهت حال شرف و جمال و شهرتش منع كند .