تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
بندگانش كه بواسطهء ايشان بسوى بندگان مىنگريست نه چنان كه كند چشمان بوساطت عينك بخطوط مىنگرند و زبانش كه به آن سخن ميكرد و دستش كه بر آفريدگانش برحمت گشوده و مائيم وجه خدا كه از آن آمده مىشود كه ما پيوسته در ميان بندگانش باشيم مادام كه خدا را در ايشان رويهء باشد عرض كردم كه رويه چيست فرمود كه حاجت و چون خدا را در ايشان حاجتى نباشد ما را بسوى خود بردارد و بلند كند پس آنچه دوست دارد و خواهد خواهد كرد . حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق « رضى » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن اسماعيل برمكى گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن گفت كه حديث كرد ما را بكر از حسين بن سعيد از هيثم بن عبد اللَّه از مروان بن صباح كه گفت حضرت صادق ( ع ) فرمود كه خداى عز و جل ما را آفريد و آفرينش ما را نيكو گردانيد و ما را انگاشت و صورتهاى ما را نيكو ساخت و ما را در ميان بندگانش چشم خود گردانيد و زبان گوياى خود در ميان آفريدگانش چه ايشان چون زبان او امر و نواهى او را بمردم ميرسانند و دستش كه بر بندگانش برأفت و رحمت گشوده و وجه خود كه از آن رو به او ميروند و بجنابش ميرسند و درهاى معرفت خويش كه بر او دلالت ميكنند و خزينه‌دارانش در آسمان و زمينش و بواسطهء ما درختان ميوه مىآورند و ميوه‌ها ميرسند و جويها روان ميشوند و بما باران از آسمان فرود مىآيد و گياه از زمين ميرويد و بعبادت ما خدا معبود شد و اگر ما نمىبوديم خدا پرستيده نميشد چه اساس بندگى و پرستش را ايشان بمردم تعليم دادند . حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل « ره » گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر حميرى از احمد بن محمد بن عيسى از حسن بن محبوب از عبد العزيز از ابن ابى يعفور كه گفت حضرت صادق ( ع ) فرمود كه خدا يكيست و يگانه و بامر خويش متفرد و تنها است خلقى را آفريد و امر دين خود را بايشان تفويض فرمود و آن خلق مائيم‌اى پسر ابى يعفور مائيم حجت خدا در ميان بندگانش و گواهان او بر خلقش و امينان او بر وحيش و خزينه داران او بر علمش و وجه او كه از آن آمده مىشود و چشم او در