فرمود : « باكى نيست ، مادام كه نباشد » .
من گمان كردم كه آن حضرت فحش را قصد فرمود ؛ يعنى مادام كه سخن زشتى نباشد . بعد از آن فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله چنان بود كه اعرابى به نزد او مىآمد و هديّه از برايش مىآورد .
بعد از آن ، در همان جا مىگفت كه : بهاى هديّهء ما را به ما بده « 1 » ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخنديد .
چون اندوهناك مىشد ، مىفرمود كه : اعرابى چه كرد ؟ كاش او در نزد ما مىآمد ! »
3737 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از شريف بن سابق ، از فضل بن ابى قرّه ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « هيچ مؤمنى نيست ، مگر آنكه در او دعابهاى هست » . عرض كردم كه : دعابه چيست ؟ فرمود : « مزاح » .
3738 / 3 . از او ، از محمد بن على ، از يحيى بن سلّام ، از يوسف بن يعقوب ، از صالح بن عقبه ، از يونس شيبانى روايت است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « چگونه است مزاح كردن شما با يكديگر ؟ » عرض كردم كه : كم است . فرمود : « چنين مكنيد ؛ زيرا كه با يكديگر مزاح كردن از خوشخلقى است . و به درستى كه تو به واسطهء آن ، سرور و شادى را بر برادرت داخل مىكنى . و هر آينه رسول خدا صلى الله عليه و آله با مرد مزاح مىكرد و مىخواست كه او را شاد كند » .
3739 / 4 . صالح بن عقبه ، از عبداللَّه بن محمد جعفى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « به درستى كه خداى عز و جل مزاح كردن با يكديگر را در جماعت ، در حالى كه بىفحش باشد ، دوست مىدارد » .
3740 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از على بن اسباط ، از حسن بن كليب ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « خندهء مؤمن ، تبسّم و لبخنده است » .
3741 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از منصور ، از حريز ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « بسيارى خنده ، دل را مىميراند » . و فرمود كه :
« بسيارى خنده ، دين را مىگدازد ، چنان كه آب ، نمك را مىگدازد » .
3742 / 7 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام
هامش
( 1 ) . و آنكه در بيان فقرهء « بهاى هديهء ما را به ما بده » ، گفته كه : يعنى : « تبسّم فرما ، و حضرت مىخنديدند » ، خطاكرده . ( مترجم )