3571 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از حجّال ، از على بن عقبه از داود بن فرقد ، از آنكه او ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « قرآن چهار ربع است : ربعى حلال ، و ربعى حرام ، و ربعى سنن و احكام ، و ربعى خبر آن چيزى است كه پيش از شما بوده ، و خبر آنچه بعد از شما خواهد بود ، و فصل آنچه در ميان شما است » .
3572 / 4 . ابو على اشعرى ، از محمد بن عبد الجبّار ، از صفوان ، از اسحاق بن عمّار ، از ابو بصير ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « قرآن چهار ربع نازل شده : ربعى در شأن ما ، و ربعى در شأن دشمنان ما ، و ربعى سنن و امثال ، و ربعى واجبات و احكام است » « 1 » .
3573 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد و سهل بن زياد ، از منصور بن عبّاس ، از محمد بن حسن سرّى ، از عمّويش على بن سرّى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « به درستى كه اوّل چيزى كه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد ،
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ »
است ، و آخر آن ، سورهء
« إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ »
» .
3574 / 6 . على بن ابراهيم روايت كرده است ، از پدرش و محمد بن قاسم ، از محمد بن سليمان ، از داود ، از حفص بن غياث ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : آن حضرت عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل :
« شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ »
« 2 » ، كه ترجمهاش اين است كه : « ماه مبارك رمضان كه قرآن فرو فرستاده شد در آن » . و عرض كردم : جز اين نيست كه فرو فرستاده شد در بيست سال ، كه اين زمان فاصله شد در ميانهء اوّل و آخر آن . حضرت صادق عليه السلام در جواب فرمود كه : « قرآن در ماه مبارك رمضان يك بار به سوى بيت المعمور فرود آمد . بعد از آن ، در طول بيست سال به زمين فرود آمد » .
بعد از آن ، فرمود كه : « پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : صحف ابراهيم در شب اوّل از ماه مبارك رمضان فرود آمد ، و تورات در وقتى كه شش شب از ماه مبارك رمضان گذشته بود نازل شد ، و انجيل در وقتى كه سيزده شب از ماه مبارك رمضان رفته بود نازل شد ، و زبور در وقتى كه ده شب از ماه مبارك رمضان رفته بود نازل گرديد ، و قرآن در شب بيست و سيم از ماه مبارك رمضان شرف نزول بخشيد » .
هامش
( 1 ) . بناى اين تقسيم بر تسويهء حقيقيّه نيست ، و نه بر تفريق از جميع وجوه ؛ پس با زيادتى بعضى از اقسام بر ثلث ، يا نقصان آن از ثلث منافات ندارد ، و نه با دخول بعضى از آنها در بعضى . ( مترجم )
( 2 ) . بقره ، 185 .