تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
نرساند » . و فرمود كه : « هر كه سورهء
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
را پيش دارد در ميانهء خود و جبّارى ، خداى عز و جل آن جبّار را از او منع كند ، و بايد كه اين سوره را از پيش روى و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ خويش بخواند . پس چون چنين كند ، خداى عز و جل خوبى آن جبّار را به او روزى فرمايد ، و او را از بديش منع نمايد » . و فرمود كه : « چون از امرى بترسى ، صد آيه را از قرآن بخوان ، از هر جا كه خواهى ، بعد از آن ، سه مرتبه بگو كه : اللَّهُمَّ اكْشِفْ عَنِّى الْبَلآءَ ؛ يعنى : خداوندا ! باز بَر از من اين زحمت را » . 3553 / 9 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسن بن على ، از اسحاق بن عمّار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه صد آيه را بخواند كه در شب به آن نماز كند ، خداى عز و جل به آن از برايش عبادت يك شبه را بنويسد ، و هر كه دويست آيه را در غير نماز بخواند ، قرآن در روز قيامت با او محاجّه و خصومت نكند ، و هر كه در روز و شبى ، در نمازِ روز و شب ، پانصد آيه را بخواند ، خداى - تعالى - از برايش در لوح محفوظ قنطارى از حسنات بنويسد » « 1 » . 3554 / 10 . ابو على اشعرى ، از محمد بن حسّان ، از اسماعيل بن مهران ، از حسن بن على بن ابى حمزه ، از منصور بن حازم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه يك روز بر او بگذرد و نماز پنج‌گانه را در آن به جا آورد ، و سورهء
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
را در آنها نخواند ، به او گفته شود كه : اى بندهء خدا ! تو از جملهء نمازگزارندگان نيستى » . 3555 / 11 . و به همين اسناد ، از حسين بن سيف بن عميره ، از ابو بكر حضرمى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « هر كه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشد ، بايد كه بعد از نماز واجب ، خواندن سورهء
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
را ترك نكند ؛ زيرا كه هر كه آن را بخواند ، خدا خوبى دنيا و آخرت را از برايش جمع فرمايد ، و پدر و مادر و فرزندان ايشان را بيامرزد » .
هامش
( 1 ) . و قنطار ، هزار و دويست وقيه است ، و وقيه ، از كوه احد بزرگ‌تر است . مترجم گويد كه : در بعضى از نسخ به جاى وقيه ، اوقيّه‌اى - به ضمّ همزه و سكون و او و كسر قاف و ياء مشدّد - است ، و هر دو يكى است . و هيچ‌يك از اهل لغت ، قنطار و وقيه و قيراط و مثقال كه مذكور شده يا خواهد شد ، به آنچه در حديث تفسير شده ، تفسير نكرده‌اند ، و ممكن است كه اين معانى از جملهء آنها باشد كه اهل لغت بر آنها اطّلاعى به هم نرسانيده باشند ، اگرچه غير اين نيز ممكن است ، و اين مقام ، موضع تحقيق آن نيست ، و قنطار و مثقال و قيراط ، همه به كسر اوّل است به وزن دينار . ( مترجم )