تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
عثمان ، از محمد بن فضيل روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « مكروه است
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
به يك نفس خوانده شود » . 3536 / 13 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن محبوب ، از على بن ابى حمزه ، از ابو بصير روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه : چون قرآن را بخوانم و آوازم را به آن بلند سازم ، شيطان به نزد من آيد و گويد : جز اين نيست كه به اين خواندن ، با اهل خود و مردمان ريا مىكنى . فرمود كه : « اى ابومحمد ! بخوان ، آن خواندنى كه ميان دو خواندن باشد ( يعنى بلند و آهسته ، كه نه آهسته باشد و نه بلند ) در حالى كه آن را به اهل خود بشنوانى ، و آواز خود را به قرآن ترجيع كن ؛ زيرا كه خداى عز و جل آواز خوش را دوست مىدارد ، كه در آن ترجيع شود ، ترجيع شدنى » « 1 » . باب در مذمّت كسى كه در نزد قرآن خواندن ، بيهوشى اظهار مىكند

9 . باب در مذمّت كسى كه در نزد قرآن خواندن ، بيهوشى اظهار مىكند

3537 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد ، از يعقوب بن اسحاق ضبّى ، از ابو عمران ارمنى ، از عبداللَّه بن حكم ، از جابر ، از امام محمد باقر عليه السلام كه گفت : گفتم : به درستى كه گروهى هستند كه چون چيزى از قرآن را ياد كنند ، يا به آن حديث شوند ، يكى از ايشان غش مىكند و بيهوش مىشود ، به حدّى كه مىبينيم ، يا چنان ديده مىشود كه يكى از ايشان ، اگر دست‌ها يا پاىهايش بريده شود ، به آن شاعر نمىشود و نمىفهمد . فرمود : « سبحان اللَّه ! اين كردار از شيطان است . به اين فعل وصف نشده‌اند ، و خدا ايشان را مدح نفرمود . جز اين نيست كه آنچه به آن وصف شده‌اند ، نرمى و رقّت است ، و قطرهء اشك ( يا آنكه چشم ايشان پيوسته اشك ريزد ، بنابر اختلاف نسخ كافى ) ، و ترس از خدا » . ابو على اشعرى ، از محمد بن حسان ، از ابى عمران ارمنى ، از عبد اللّه بن حكم ، از جابر ، از امام محمد باقر عليه السلام مثل اين را روايت كرده است . باب در بيان اينكه قرآن در چند وقت خوانده مىشود و ختم مىشود

10 . باب در بيان اينكه قرآن در چند وقت خوانده مىشود و ختم مىشود

3538 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد ، از حسين بن مختار ، از محمد بن عبداللَّه روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : من در يك شب
هامش
( 1 ) . مترجم گويد كه : مراد از ترجيع ، آن است كه اصل جوهر ، آواز خوشى داشته باشد ، بىآنكه تكرير و حركت آواز در گلو و تحريرى در آن باشد ، يا آنكه اين حديث محمول است بر تقيّه ؛ چه هيچ‌يك از علماى علّام ، غنا در باب قرآن را ، از غناى حرام استثنا نكرده‌اند . ( مترجم )