عرض كردم كه : چه كنم و به چه وضع بايد كرد ؟ فرمود : « سه روز خود را اصلاح كن » ، و گمان دارم او را كه فرمود : « و روزه بگير و غسل كن ، و تو با او به سوى دشت بيرون رو و انگشتان خود را از دست راستت در انگشتان او درآور . بعد از آن او را انصاف بده و به خود آغاز كن :
الَلَّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ . . . أَوْ عَذاباً أَليماً ؛ « خداوندا ! اى پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار زمينهاى هفتگانه ! داناى نهانى و آشكار ! اى مهربان بخشاينده ! اگر هست ابومسروق « 1 » كه انكار كرده باشد حقى را و ادعا نموده باشد باطلى را ، پس فرو فرست بر او بلايى را از آسمان يا عذابى دردناك ( يا دردآورنده ) » . بعد از آن نفرين را بر او برگردان و بگو :
وَانْ كانَ فُلانٌ جَحَدَ حَقّاً وَادَّعى باطِلًا فَأَنْزِلْ عَلَيْهِ حُسْباناً مِنَ السَّمآءِ أَوْ عَذاباً أَليماً ؛ و اگر باشد فلانى كه انكار كرده باشد حقّى را و ادّعا نموده باشد باطلى را ، پس فرو فرست بلايى از آسمان يا عذابى دردناك ( يا دردآورنده ) » .
بعد از آن حضرت به من فرمود : « به درستى كه تو درنگ نخواهى كرد كه اين را در او مىبينى . پس به خدا سوگند كه هيچ آفريدهاى را نيافتم كه مرا به سوى آن اجابت كند » .
3256 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از اسماعيل بن مهران ، از ابوالشّكر مخلد ، از ابوحمزهء ثمالى ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « ساعتى كه در آن مباهله مىشود ، ما بين طلوع صبح است تا طلوع آفتاب » .
چند نفر از اصحاب ما ، از احمد بن محمد بن محمد بن خالد ، از محمد بن اسماعيل ، از ابوالشّكر مخلد ، از ابوحمزه ، از امام محمد باقر عليه السلام مثل اين را روايت كردهاند .
3257 / 3 . احمد ، از بعضى از اصحاب ما در باب مباهله روايت كرده است كه گفت :
« انگشتان خود را در انگشتان او درمىآورى و بعد از آن مىگويى : اللَّهُمَّ انْ كانَ فُلانٌ جَحَدَ حَقّاً وَأَقَرَّ بِباطِلٍ فَأَصِبْهُ بِحُسْبانٍ مِنَ السَّمآءِ أَوْ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدَكَ : « خداوندا ! اگر هست فلانى كه انكار كرده باشد حقى را و اقرار كرده باشد به باطلى ، پس برسان به او بلايى از آسمان يا عذابى كه از نزد تو رسد . و هفتاد مرتبه با او ملاعنه مىكنى و يكديگر را نفرين مىنماييد » .
3258 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابنمحبوب ، از ابوالعبّاس ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه در باب مباهله فرمود كه : « انگشتان خود را در
هامش
( 1 ) . در نسخهء مترجم ، « ابومسترق » است .