تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
روايت كرده است كه فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : تسبيح - يعنى سبحان اللَّه - ، نصف ميزان اعمال است و الْحَمْدُ لِلَّه ، ميزان را پر مىكند و اللَّه اكبر ، ما بين آسمان و زمين را پر مىكند » . 3230 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن‌محبوب ، از مالك بن عطيّه ، از ضريس كناسى ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردى گذشت كه در باغ خود درختى مىكِشت . پس حضرت بر سرش ايستاد و فرمود : آيا نمىخواهى كه تو را دلالت كنم بر درختى كه ريشه‌اش ثابت‌تر ، و رسيدن ميوه‌اش زودتر ، و ميوه‌اش خوش‌تر و باقىتر است ؟ عرض كرد : بلى ، يا رسول اللَّه ! مرا دلالت كن . فرمود كه : چون صبح و شام كنى بگو : سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُلِلَّهِ وَلا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ ؛ يعنى : « پاك و منزّه مىشمارم خدا را از آن‌چه لايق آن جناب نباشد ، و همهء ستايش از براى خدا است ، و هيچ خدايى نيست غير از خدا كه مستجمع جميع صفات كمال است ، و خدا از آن بزرگ‌تر است كه به وصف در آيد » . پس به درستى كه اگر اين را بگويى ، از برايت در بهشت به هر تسبيحى ده درخت باشد از انواع ميوه‌ها ، و آنها از جملهء باقيات صالحات‌اند » . حضرت باقر عليه السلام فرمود : « پس آن مرد عرض كرد كه : يا رسول اللَّه ! من تو را گواه مىگيرم كه اين باغ من صدقهء مقبوضه است بر فقرا مسلمانان كه اهل صدقه‌اند . پس خداى - تعالى - چند آيه‌اى از قرآن فرو فرستاد :
« فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى * وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى »
« 1 » ؛ يعنى : پس امّا آنكه داد حقوق مال خود را و در راه خدا عطا كرد ، و پرهيز نمود از معاصى و تصديق كرد به كلمهء نيكوتر و وعدهء عوض ، پس زود باشد كه آسانى دهيم و اسباب لطف به او كرامت فرماييم ، تا آماده شود از براى حالتى كه مؤدّى شود به يسر و راحت » ( و آن دخول بهشت است . بنابر ظاهر اين حديث ) . 3231 / 5 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : بهترين عبادت‌ها گفتن لاالهَ الَّا اللَّه است » .
هامش
( 1 ) . ليل ، 5 - 7 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 383 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى