تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
آنها مىكند ، پروردگار عالميان است » « 1 » . 2934 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از حسين بن مختار ، از ابو بصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه دل مىجنبد و مىلرزد در ميان سينه و حنجره - يعنى ناى گلو - ، تا بر ايمان بسته شود ، و چون بر ايمان بسته شد ، قرار و آرام گيرد . و اين است معنى قول خداى عز و جل كه فرموده :
« وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ »
« 2 » ؛ يعنى : و هر كه ايمان آورد به خدا ، خدا دل او را راه نمايد » « 3 » . 2935 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از ابن فضّال ، از ابو جميله ، از محمد حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « به درستى كه دل در اندران مىجنبد و حق را طلب مىكند . پس چون به حق رسد ، مطمئن مىشود و قرار مىگيرد » . پس حضرت صادق عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود كه :
« فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ »
، تا فرمودهء آن جناب :
« كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ »
« 4 » . و تمام آيه با ترجمهء آن گذشت . 2936 / 6 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از ابو المغرا ، از ابو بصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود : « به درستى كه دل در ساعتى از شب و روز چنان مىباشد ، كه هيچ‌يك از ايمان و كفر در آن نيست . آيا اين را نمىيابى ؟ بعد از آن ، نقطه و نشانى از جانب خداى عز و جل در دل بنده‌اش به هم مىرسد ، به آنچه خواهد . اگر خواهد ، به ايمان ، و اگر خواهد ، به كفر ، آن نقطه و نشان موجود مىشود » . 2937 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد ، از محمد بن حسن بن شمّون ، از عبد اللَّه بن عبد الرحمان ، از عبد اللَّه بن قاسم ، از يونس بن ظبيان ، از امام
هامش
( 1 ) . و بنابر بعضى از نسخ كافى ، معنى اين است كه : چون اراده فرمايد كه آنچه در آنها است ، استشاره فرمايد - و استشاره ، چون اشتيار ، فراچيدن عسل است از مشار . و مشار - به ضمّ ميم - ، خانهء مگس عسل است كه در آن عسل مىكند - . و بنابر بعضى از نسخ كافى ، معنى اين مىشود كه : اراده فرمايد كه آنچه را كه در آنها است ، برانگيزد و بشوراند ، و نور آن را ساطع و لامع گرداند . ( مترجم ) ( 2 ) . تغابن ، 11 . ( 3 ) . يعنى آن را بر ايمان ثابت گرداند . و ظاهر اين است كه استشهاد به اين آيه ، بنابر قرائت « يَهْدَأُ قَلبُهُ » ، به زيادتى همزه ساكنه و رفع باء قلبه باشد ، و آن از هدوء ، به معنى سكون است . يعنى دلش ساكن گردد و از تزلزل و اضطراب بيرون آيد . و اين قراءت ، قراءت اهل بيت عليهم السلام است ، و در شواذ عكرمه نيز ، چنين قراءت كرده است . ( مترجم ) ( 4 ) . انعام ، 125 .