تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
است ، نايستد » . 2835 / 11 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از سيف بن عميره ، از عبد الاعلى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « هر كه ايمان به خداى عز و جل و روز قيامت دارد ، بايد كه ننشيند در جايى كه امامى در آن عيب مىشود ، يا مؤمنى در آن مذكور مىشود به چيزى كه باعث نقص او است » . 2836 / 12 . حسين بن محمد ، از على بن محمد بن سعد ، از محمد بن مسلم ، از اسحاق بن موسى روايت كرده است كه گفت : حديث كردند مرا برادر و عموى من ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « سه مجلس است كه خداى عز و جل آنها را به غايت دشمن مىدارد ، و عذاب و عقوبت خود را بر اهل آنها مىفرستد ؛ پس با ايشان مباشيد و با ايشان همنشينى مكنيد . يكى مجلسى كه در آن كسى است كه زبانش دروغ را وصف مىكند در فتواى خويش ، و ديگر مجلسى كه ياد دشمنان ما در آن تازه و ياد ما در آن كهنه است ، و سيم مجلسى كه در آن كسى است كه مردم را از ما باز مىدارد و تو مىدانى » . راوى مىگويد كه : بعد از آن ، حضرت صادق عليه السلام سه آيه را از كتاب خداى عز و جل تلاوت فرمود ، كه گويا آن آيات در دهانش بود ، يا آنكه راوى گفت كه : در كف دست آن حضرت نوشته بود . و آن آيات ، اين است كه :
« وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ »
« 1 » ؛ يعنى : « و دشنام مدهيد بت‌پرستانى را كه مىخوانند و مىپرستند از غير خدا ، كه ايشان خدا را ناسزا مىگويند از روى ظلم و درگذشتن از حقّ بىدانشى » ( يعنى از روى جهل و نادانى ، خدا را ناسزا گويند ) .
« وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ »
« 2 » ؛ يعنى : « و چون ببينى كسانى را كه به تكذيب و ريشخند فرو مىروند در آيت‌هاى ما كه قرآن است ، و در آن طعن مىزنند ، پس رو بگردان از ايشان و با ايشان منشين ، تا وقتى كه فرو روند در سخنى ديگر ، غير از آن » .
« وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ »
« 3 » ؛ يعنى : « و مگوييد مر آن چيزى را كه وصف مىكنند زبان‌هاى شما دروغ را ( يعنى به مجرّد وصف زبان ، بدون آنكه دليلى داشته باشيد ، از روى دروغ ) ، مگوييد كه اينك حلال است و اينك حرام است ، تا افترا بنديد بر خدا دروغ را » .
هامش
( 1 ) . أنعام ، 108 . ( 2 ) . أنعام ، 68 . ( 3 ) . نحل ، 116 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 113 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى