82 . باب در بيان حرمت وقت قرار دادن و معين كردن ظهور قائم - صلوات اللَّه و سلامه عليه - 275
83 . باب در بيان تحميص و امتحان 279
84 . باب در بيان اينكه هركس امام خود را بشناسد ، تقدم اين امر ( يعنى : ظهور صاحب الامر ) و تأخّر آن ، او را زيانى نرساند 283
85 . باب در بيان كسى كه ادّعاى امامت مىكند ، و اهليت آن را ندارد ، و كسى كه همهء امامان ، يا بعضى از ايشان را انكار كند ، و كسى كه امامت را اثبات كند از براى آنكه اهليت آن را ندارد 287
86 . باب در بيان حال كسى كه خداى عزّوجلّ را عبادت كند بىامامى كه از جانب خداى جلّ جلاله باشد 295
87 . باب در بيان حال كسى كه بميرد ، و او را امامى از ائمهء هدى عليهم السلام نباشد . و اين باب تتمهء باب اول است 299
88 . باب در بيان حال كسى كه حق را شناخته باشد از اهل بيت و فرزندان پيغمبر و كسى كه انكار كند از ايشان 301
89 . باب در بيان آنچه بر مردم واجب است در نزد وفات امام عليه السلام 303
90 . باب در بيان آنكه امام در چه زمان مىداند كه امر امامت به سوى او منتقل گرديده 311
91 . باب در بيان حالتهاى ائمه عليهم السلام در سال 317
92 . باب در بيان اينكه امام را غسل نمىدهد مگر امامى از ائمهء هدى عليهم السلام 325
93 . باب در بيان مواليد ائمه عليهم السلام 327
94 . باب در بيان كيفيت آفريدن بدنهاى ائمه عليهم السلام و ارواح و دلهاى ايشان 339
95 . باب در بيان تسليم و گردن گذاشتن و فضيلت آنها كه در مقام تسليماند 345
96 . باب در بيان اينكه آنچه واجب است بر مردم ، بعد از آنكه افعال و اعمال حجّ خود را به جا آورند ، آن است كه به خدمت امام آيند و او را از مسائل دين خويش سؤال كنند ، و ولايت و دوستى خويش را به ايشان يا به هر يك از ائمه اعلام كنند 351
97 . باب در بيان اينكه فرشتگان داخل خانههاى ائمه مىشوند و پا بر روى فرشهاى ايشان مىگذارند و خبرها براى ايشان مىآورند عليهم السلام 353
98 . باب در بيان اينكه جنيان به خدمت ائمه عليهم السلام مىآيند و ايشان را از معالم دين خويش ، سؤال مىكنند و متوجه كارهاى ايشان مىشوند 357
99 . باب در بيان اينكه ائمه عليهم السلام چون امر ايشان ظاهر شود ، به حكم آل داود حكم مىكنند و شاهد طلب نمىكنند علهيم الرحمة و الرضوان 365
100 . باب در بيان اينكه منبع و آبشخوار علم ، از خانهء آل محمد عليهم السلام است 369
101 . باب در بيان اينكه چيزى از حق در دست مردمان نيست ، مگر آنچه از نزد ائمه عليهم السلام بيرون آمده و بروز كرده باشد و بيان اينكه چيزى كه از نزد ايشان بيرون نيامده باطل است 369
102 . باب در بيان آنچه وارد شده كه حديث ايشان دشوار و در غايت دشوارى است ( يا مردم آن را دشوار مىشمارند ) 375
103 . باب در بيان امر فرمودن پيغمبر صلى الله عليه و آله به نصيحت و خيرخواهى از براى امامان و مسلمانان ، و لزوم جماعت ايشان و بيان آنكه ايشان كيانند 381
104 . باب در بيان آنچه واجب است از حقّ امام بر رعيّت و حقّ رعيّت بر امام عليه السلام 387
105 . باب در بيان اينكه همهء زمين مال امام عليه السلام است 395
106 . باب در بيان طريقه و روش امام در نَفس خويش در خوردنى و پوشيدنى ، چون متوجه امر امامت شود 403
107 . باب نوادر 407
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 855
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٥٥