تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١
مىباشد تا من او را قصد كنم و به نزد او روم و از او سؤال كنم ، از علامت‌ها و دلالت‌ها كه در نزد من است و آنها را مىدانم . پس اگر صاحب من باشد كه او را طلب كرده‌ام ، به او ايمان مىآورم . گفتند كه : آن حضرت عليه السلام از دنيا رفته است . گفتم كه : وصىّ و جانشين او كيست ؟ گفتند : ابوبكر . گفتم كه : نامش را براى من بيان كنيد ؛ زيرا كه اين كُنيت او است . گفتند : عبداللَّه پسر عثمان و او را به قريش نسبت دادند . گفتم كه : نسب پيغمبر خويش محمد را براى من بيان كنيد . پس نسب او را براى من بيان كردند . گفتم كه : اينك آن پيغمبرى كه من او را طلب مىكنم ، نيست پيغمبرى كه من او را طلب مىكنم ، جانشينش برادر اوست در دين و پسر عموى او در نسب و شوهر دختر او و پدر فرزندان او و اين پيغمبر را بر روى زمين فرزندى نيست غير از فرزندان اين مردى كه جانشين اوست . غانم مىگويد كه : چون اين را شنيدند ، به سوى من جستند و گفتند : ايّها الامير ، اين مرد از شرك بيرون آمده و داخل كفر شده است ، و اينك خونش حلال است . من به ايشان گفتم : اى گروه ، من مردىام كه دين دارم ، و به آن چنگ در زده‌ام و آن را محكم گرفته‌ام و از آن مفارقت نمىكنم ، تا چيزى را ببينم كه از آن قوىتر باشد . به درستى كه من صفت اين مرد را يافتم در كتاب‌هايى كه خدا آنها را بر پيغمبرانش فرو فرستاده و جز اين نيست كه از بلاد هند بيرون آمدم و از عزّتى كه در آن بودم ، دست برداشتم ، به جهت آن‌كه او را طلب كنم . و چون از امر پيغمبر شما كه شما او را ذكر كرديد ، تفحص كردم ، آن پيغمبرى كه در كتاب‌ها وصف شده بود ، نبود ، پس دست از من برداريد . و حاكم به سوى مردى فرستاد كه او را حسين بن اشكيب مىگويند و او را طلبيد و چون آمد ، به او گفت كه : با اين مرد هندى مباحثه كن . حسين در جواب حاكم گفت كه : خدا تو را به اصلاح آورد ، در نزد تو فقها و علما هستند و ايشان به مباحثه كردن با او داناتر و بيناترند . حاكم گفت : با او مباحثه كن ؛ چنانچه من به تو مىگويم و با او خلوت كن و از براى او باريك شو و خوب دل بدار تا درست خاطر نشان او كنى و با او مدارايى و ملاطفت و مهربانى كن و چون به خلوت رفتيم ، حسين بن اشكيب به من گفت بعد از آن‌كه با يكديگر گفت‌وگو كرده بوديم و آنچه را بايست كه من به او بگويم گفته بودم ، و آنچه را كه بايست او به من بگويد گفته بود ، كه آن پيغمبرى كه تو او را طلب مىكنى ، همين پيغمبرى است كه اين گروه او را وصف كردند