تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣

109 . باب كه در آن چيزى چند از روايت جامعه در باب ولايت مذكور است

1180 / 1 . محمد بن يعقوب كلينى رحمه الله ، از محمد بن حسن و على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از ابن محبوب ، از ابن رئاب ، از بُكير بن اعيَن ، روايت كرده است كه امام محمد باقر عليه السلام مىفرمود كه : « خدا پيمان شيعيان ما را به ولايت ما گرفت ، و حال آن‌كه چون مورچگان ريزه ( يا ذرّات هوا ) بودند در روز فرا گرفتن پيمان از خلائق در عالم ذرّ ، و اقرار كردن از براى آن جناب به پروردگارى و از براى محمد صلى الله عليه و آله ، به پيغمبرى » . 1181 / 2 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از محمد بن اسماعيل بن بَزيع ، از صالح بن عُقبه ، از عبداللَّه بن محمد جُعفى ، از امام محمد باقر عليه السلام ؛ و از عُقبه ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : « خدا ، خلائق را آفريد ، پس آنچه را كه دوست مىداشت آفريد ، از آنچه دوست داشت ، و آنچه دوست مىداشت ، آن است كه او را از طينت و سرشت بهشت آفريد ، و آن‌كه را كه دشمن داشت ، آفريد از آنچه دشمن داشت ، و آنچه دشمن مىداشت ، آن است كه آن را از سرشت آتش و دوزخ آفريد . پس ايشان را برانگيخت در صورت سايه‌ها » . عرض كردم كه : سايه‌ها چيست ؟ فرمود كه : « آيا نظر به سايهء خود نمىكنى در آفتاب ( كه آن چيزى است كه به حركت و سكون صاحب خود متحرّك و ساكن مىشود ) و چيزى نيست ( يعنى : فى حدّ ذاته تحقّق و وجودى ندارد ) . و بعد از آن ، خدا در ميان ايشان پيغمبران مبعوث گردانيد ، در حالى كه ايشان را به سوى اقرار كردن به خدا دعوت مىفرمود . و اين است معنى قول آن جناب :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ »
« 1 » ، پس ايشان را به سوى اقرار كردن پيغمبران دعوت فرمود . و بعضى از ايشان ، اقرار كردند و بعضى ، انكار نمودند . پس ايشان را به سوى ولايت ما دعوت فرمود . به خدا سوگند كه هر كه خدا او را دوست مىداشت ، به آن اقرار كرد و هر كه خدا او را دشمن مىداشت ، آن را انكار نمود . و اين است معنى فرمودهء آن جناب كه : « وَ ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ » « 2 » . ( و در قرآن
فَما كانُوا
با فا است ) ، يعنى : پس نبودند كه ايمان آورند به آن چيزى كه تكذيب كرده بودند به آن ، پيش از اين » ( يا به سبب تكذيب ايشان به آن ، و اين ظاهرتر است ، به قرينهء آيهء سوره اعراف كه لفظ به را ندارد ) .
هامش
( 1 ) . زخرف ، 87 . ( 2 ) . يونس ، 74 .