لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ »
» حضرت فرمود : « از آنچه حكم كرده با ايشان آن كشتن و عفو كردن و
« يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً »
و گردن نهند گردن نهادنى » .
1025 / 8 . احمد بن مهران - رحمه اللَّه - از عبدالعظيم حسنى ، از على بن اسباط ، از على بن عُقبه ، از حَكَم بن ايمن ، از ابو بصير روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ :
« الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ »
« 1 » تا آخر آيه ( كه با ترجمه در اول كتاب گذشت ) . حضرت فرمود كه : « ايشان ، آنانند كه براى آل محمد ، تسليم مىكنند آنان كه چون حديث را بشنوند ، در آن زياد نكنند و از آن كم نكنند و آن را بياورند چنانچه شنيدهاند » .
96 . باب در بيان اينكه آنچه واجب است بر مردم ، بعد از آنكه افعال و اعمال حجّ خود را به جا آورند ، آن است كه به خدمت امام آيند و او را از مسائل دين خويش سؤال كنند ، و ولايت و دوستى خويش را به ايشان يا به هر يك از ائمه اعلام كنند
1026 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از ابن اذينه ، از فُضيل ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت : حضرت به جانب مردم نظر كرد كه در دور خانهء كعبه طواف مىكردند ، فرمود كه : « در زمان جاهليت همچنين طواف مىكردند . جز اين نيست كه مأمور شدهاند به اينكه به دور آن طواف كنند ، پس كوچ كنند و بيايند به سوى ما و ولايت و دوستى خود را به ما اعلام كنند و بر ما عرض يارى و هوادارى نمايند » . پس اين آيه را خواند كه :
« فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ »
« 2 » ( و در قرآن فاجعل با فا است ) ، يعنى : « پس بگردان دلهاى چند از مردمان را كه به كشش محبت بشتابند و ميل كنند به سوى ايشان ( يعنى : ائمه كه ذريهء ابراهيم عليه السلام اند ) از غايت شوق » .
1027 / 2 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از على بن اسباط ، از داود بن نعمان ، از ابو عبيده روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام در حالى كه مردم را در مكّه ديد ، و ديد آنچه را كه مىكردند كه فرمود : « اين كردار ، چون كردار جاهليت است . به خدا سوگند ، كه به اين مأمور نشدهاند ، و مأمور نشدهاند ، مگر اينكه مناسك حج بگذارند ( از سر تراشيدن و ناخن گرفتن و غير آن از اعمال حج ) ، و بايد كه به نذرهاى خود وفا كنند ( يعنى :
هامش
( 1 ) . زمر ، 18 .
( 2 ) . ابراهيم ، 37 .