حقّ را به اهل آن برگرداند ، و ظاهر گردد تا آنكه چيزى از حقّ ، به جهت ترس يكى از خلائق پنهان نباشد .
بدان اى عمّار ، به خدا سوگند كه كسى از شما نمىميرد بر اين حالى كه شما بر آن هستيد ، مگر آنكه در نزد خدا از بسيارى از شهيدان بدر و احد ، افضل باشد ، پس مژده باد شما را » .
890 / 3 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از ابن محبوب ، از ابى اسامه ، از هشام ؛
و محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از هشام بن سالم ، از ابوحمزه ، از ابواسحاق روايت كردهاند كه گفت : حديث كردند مرا معتمدين از اصحاب امير المؤمنين عليه السلام كه شنيدند از امير المؤمنين عليه السلام كه در خطبهاى از خطبههاى خود مىگفت :
« بار خدايا ، من مىدانم كه همهء علم به هم ضمّ نمىشود ( كه در نزد اهل آن جمع گردد و بروز نكند ) و مادّههاى آن منقطع نمىگردد ، و تو زمين خود را خالى نمىكنى از حجّت خويش بر خلائق ، كه يا ظاهر است و مردم او را اطاعت نمىكنند ، يا ترسان و پنهان است ( چون شمشير ، كه در غلاف باشد ) ، تا آنكه حجّت تو باطل نشود . و دوستان خود را گمراه نمىگردانى ، بعد از آنكه ايشان را هدايت كرده باشى ، بلكه ايشان در كجايند ؟ و چقدرند ؟ و اين گروهند كه شمارهء ايشان كمتر و قدر ايشان در نزد خداى جلّذكره عظيمتر است . پيروى مىكنند پيشروان دين را كه ائمّهء راه نمايندگانند ، و از صفت ايشان ، آن است كه به آداب ايشان ادبمند مىشوند ، و طريقهء ايشان را كه راهى است راست ، سلوك مىنمايند .
پس در اين هنگام ، علم ، ايشان را در مىآورد بر سر حقيقت ايمان ، با نهايت تسلّط تا آن را چنانچه هست ، بشناسند ( يا اركان آن را كه عقائد و اعمال صالحه است ، به دست آورند ) . بعد از آن ، ارواح ايشان پيشروان علم را اجابت كنند ، با كمال جد و جهد و از حديث ايشان ، بيابند آنچه را كه بر غير ايشان دشوار باشد ، و انس گيرند به آنچه تكذيب كنندگان از آن وحشت داشته باشند ، و اسراف كنندگان آن را ابا داشته باشند . اين گروه ، پيروان علمايند كه با اهل دنيا مصاحبت مىنمايند به طاعت خداى تبارك و تعالى و طاعت دوستان آن جناب ، و ديندارى مىكنند به تقيّه و پرهيز كردن از دين خود ، و ترسيدن از دشمنان خود ، و ارواح ايشان ، متعلّق است به محلّ اعلى ( كه عالم قدس و ملكوت است ) .
پس علماى ايشان و پيروان ايشان ، گنگان و خاموشانند در زمان دولت باطل به جهت تقيّه ، و دولت حقّ را انتظار مىكشند . و زود باشد كه خدا حقّ را ثابت گرداند به آيات و
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٦٥