من ، چه خواهد شد .
ايشان گفتند كه آنچه تو ديدهاى و آنچه او مىبيند چه چيز است ؟ حضرت فرمود كه :
پيغمبر اين آيه را كه
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »
است ، از براى آن ابوبكر و عمر در خاك با انگشت نوشت ، بعد از آن فرمود كه : آيا چيزى باقى مانده كه فرود نيامده باشد بعد از قول خداى عزّوجلّ كه مىفرمايد :
« كُلِّ أَمْرٍ »
، يعنى : « هر امرى و هر چيزى » . آن دو گفتند : نه . پيغمبر فرمود : آيا مىدانيد كه كيست آنكه اين امر به سوى او فرود آورده مىشود ؟
گفتند كه : تويى اى رسول خدا . پيغمبر فرمود : آرى ، بعد از آن ، فرمود كه : آيا شب قدر بعد از من مىباشد ؟ گفتند : آرى . پيغمبر فرمود كه : آيا اين امر ، در آن فرود مىآيد ؟ گفتند : آرى .
فرمود كه : به سوى كى فرود مىآيد ؟ گفتند : نمىدانيم . پس پيغمبر سر مرا گرفت و فرمود ؟ اگر نمىدانيد ، بدانيد كه آنكه اين امر بر او فرود مىآيد بعد از من ، همين است .
حضرت فرمود كه : ابوبكر و عمر به يقين اين شب قدر را مىشناختند و مىدانستند از سختى آنچه در دل ايشان داخل مىشد از كمال خوف » ( يعنى : در شب قدر ) .
650 / 6 . و از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه آن حضرت فرمود كه : « اى گروه شيعيان ، با مخالفان گفتوگو كنيد به سورهء انّا انزلناه تا برايشان غالب شويد . پس به خدا سوگند كه اين سوره حجّت خداى تبارك و تعالى است بر جميع خلائق بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله . و به درستى كه اين سوره ، سيّد و بزرگ دين شما است و اين سوره ، غايت و منتهاى علم ما است ( چه در شب قدر ، تفصيل امور محتومه كه در عرض سال حادث مىشود به ايشان تعليم مىشود ) .
اى گروه شيعيان ، گفتوگو كنيد با دشمنان ما به
« حم * وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ »
« 1 » ؛ زيرا كه اين شب ، از براى واليان امر امامت است ؛ بخصوص بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله .
اى گروه شيعيان ، خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه :
« وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ »
« 2 » » . به حضرت عرض شد كه : يا ابا جعفر ، نذير و ترسانندهء اين امّت ، محمد صلى الله عليه و آله است . حضرت فرمود كه : « راست گفتى ، پس آيا نذيرى بود در حال حيات آن حضرت از جهت فرستادن يا از فرستادگان او در اطراف زمين ؟ » سائل عرض كرد : نه . حضرت باقر عليه السلام فرمود كه : « مرا خبر ده
هامش
( 1 ) . دخان ، 1 - 3 .
( 2 ) . فاطر ، 24 .