تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
خداى عزّوجلّ :
« وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً »
« 1 » ، يعنى : « و ديگر وحى شده است به سوى من ، آن‌كه ، اگر مستقيم مىبودند و راست مىايستادند بر راه حق ، هر آينه ايشان را آب مىداديم ؛ آبى بسيار » ( و مراد آن است كه بر ايشان در روزى وسعت مىداديم ) . و حضرت فرمود كه : « يعنى اگر بر ولايت امير المؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام و اوصياى از فرزندان آن حضرت عليهم السلام ، استقامت مىداشتند ، و فرمان‌بردارى ايشان را در امر و نهى كه مىفرمودند ، قبول مىكردند ، هر آينه ايشان را آب بسيارى مىداديم » . فرمود كه : مىفرمايد كه : « هر آينه ايمان را به دل‌هاى ايشان مىنوشانيديم ، بر وجهى كه از آن بيرون نرود و اين طريقه ، همان ايمان است به ولايت على و اوصياى آن حضرت » . 590 / 2 . حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از محمد بن جمهور ، از فَضالة بن ايّوب ، از حسين بن عثمان ، از ابو ايّوب ، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ :
« الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا »
، يعنى : « به درستى كه آنان كه گفتند كه : پروردگار ما ، خداى به حقّ است ، پس استقامت به هم رسانيدند » ( كه بر اين اعتقاد راست ايستادند . و اصلًا منحرف نگشتند ) . و حضرت صادق عليه السلام فرمود : « يعنى مستقيم شدند بر ائمّه عليهم السلام و اقرار به ايشان و متابعت ايشان يك به يك به ترتيب
« تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ »
« 2 » ، يعنى : فرود مىآيند بر ايشان فرشتگان ( در نزد مردن يا برزخ ، يا در هنگام بيرون آمدن از قبر ، يا در قيامت ) و مىگويند كه : مترسيد و اندوهناك مباشيد ، و مژده باد شما را به آن بهشتى كه بوديد كه وعده داده مىشديد پيش از اين » .

31 . باب در بيان اين‌كه ائمّه عليهم السلام معدن علم و درخت پيغمبرى و محلّ تردد و آمد و شد فرشتگانند « 3 »

591 / 1 . احمد بن مهران ، از محمد بن على ، از چندين نفر ، از حمّاد بن عيسى ، از رِبعى بن عبداللَّه بن جارود روايت كرده است كه گفت : حضرت على بن الحسين عليهم السلام فرمود
هامش
( 1 ) . جن ، 16 . ( 2 ) . فصّلت ، 30 . ( 3 ) . معدِن ، به كسر دال ، جاى عَدَن است و عدن ، به معنى دوام اقامه و هميشه بر جاى بودن است . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 713 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى