كنم كه - / : « ماييم حجت خدا ، و ماييم درِ علم و توحيد خدا ، و ماييم زبان خدا ، و ماييم روى خدا ، و ماييم چشم خدا در ميانهء آفريدگانش ، و ماييم واليان امر خدا در ميان بندگانش » .
364 / 8 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از احمد بن محمد بن ابى نصر ، از حسّان جمّال روايت كرده است كه گفت : حديث كرد مرا هاشم بن ابى عمّار جَنبى و گفت : شنيدم از امير المؤمنين عليه السلام كه مىفرمود : « منم چشم خدا ، و منم دست خدا ، و منم جنب و پهلوى خدا ، و منم درِ علم و توحيد خدا » .
365 / 9 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از محمد بن اسماعيل بن بزيع ، از عمويش حمزة بن بزيع ، از على بن سُويد ، از ابوالحسن حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ :
« يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ »
« 1 » ، يعنى : « به جهت كراهت و نخواستن آنكه در نزد ديدن عذاب نفسى ، بگويد كه : اى افسوس و پشيمانى بر تقصير و كوتاهى كردن من در باب جنب خدا » ( يعنى : در جانب و حق او ، يا در امر يا در طلب قرب جوار او ، يا طريقهاى كه موصل به رضاى او باشد ) ، كه آن حضرت فرمود : « جنب خدا ، امير المؤمنين عليه السلام است و همچنين آنچه بعد از او بوده ، از اوصياى پيغمبر در اين مكان بلند و مرتبهء ارجمندند تا آنكه امر به آخر ايشان منتهى شود » ( و چه مرتبه از اين بلندتر كه كسى ، جنب اللَّه باشد كه تفريط در شأن او موجب حسرت باشد در روز قيامت . و جنب ، در لغت ، به معنى امير نيز آمده ؛ چه ايشان از جانب ملك الملوك امراءند بر مملوكين او ) .
366 / 10 . حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از محمد بن جُمهور ، از على بن صَلت ، از حَكم و اسماعيل - پسران حبيب - ، از بُريد عِجلى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « خدا به وساطت ما پرستيده شد ، و به سبب ما شناخته شد ، و به جهت ما به يگانگى او - تبارك و تعالى - اقرار شد ، و محمد ، حجاب و پردهء خداى تبارك و تعالى است كه واسطهء ميان او و خلائق است » .
367 / 11 . بعضى از اصحاب ما ، از محمد بن عبداللَّه ، از عبدالوهّاب بن بِشر ، از موسى بن قادم ، از سليمان ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه گفت : آن حضرت را از قول خداى عزّوجلّ سؤال كردم كه :
« وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ »
« 2 » ، يعنى : « و بر ما
هامش
( 1 ) . زمر ، 56 .
( 2 ) . بقره ، 57 .