هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
كه آن حضرت فرمود : « هر كه بيايد خدا را به آنچه به آن امر فرموده از فرمانبردارى محمد صلى الله عليه و آله ، آن وجهى است كه هلاك نمىشود . و همچنين فرمود كه :
« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ »
« 1 » ، يعنى : هر كه فرمان برد رسول خدا را - كه محمد است صلى الله عليه و آله - پس به حقيقت كه خدا را فرمان برده » .
( و ابن بابويه رحمه الله در كتاب توحيد همين حديث را ذكر كرده و بعد از ذكر محمد ، ائمه بعد از آن حضرت عليهم السلام را نيز ذكر كرده و آخر حديث در آن به اين طريق است كه پس حضرت خواند :
« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ »
. و اين ظاهرتر است ) .
359 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن سِنان ، از ابو سلّام نَخّاس ، از بعضى از اصحاب ما ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود :
« ماييم دوتا دوتاهايى كه خدا به پيغمبر ما محمد صلى الله عليه و آله عطا فرموده » .
( و مراد آن حضرت ، تفسير قول خداى تعالى است كه :
« وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ »
« 2 » ، يعنى : « و هر آينه به حقيقت كه داديم تو را هفت از دو تا دو تاها كه مكرر شدهاند ، و قرآن بزرگ و بزرگوار را » . و اكثر مفسرين اين هفت را به هفت آيه تفسير كردهاند ، و گفتهاند كه : مراد از آن ، سورهء حمد است ؛ چه آن ، هفت آيه است و لهذا آن سوره را سبع المثانى نيز مىگويند . و در وجه دوئيت آن گفتهاند كه ، از آن راه است كه در نماز لا اقل دو بار خوانده مىشود ، و خروج نماز وتر بر فرضى كه از شفع جدا باشد ، ضررى ندارد ، يا به جهت آن است كه اكثر الفاظ آن مكرر واقع شده ، يا به جهت تكرار نزول آن است كه يكبار در مكه نازل شده و يكبار در مدينه . و بنا بر آنچه آن حضرت فرموده مىتواند كه وجه هفت بودن ايشان ، اين باشد كه نامهاى ايشان هفت است : على و فاطمه و حسن و حسين و محمد و جعفر و موسى - سلام اللَّه عليهم - و تتمه ، مكرر است و وجه تكرار و دوئيت از اينجا معلوم مىشود ، يا دوئيت ايشان به اعتبار انضمام ايشان با قرآن باشد و احتمال دارد كه مثانى از ثناء باشد ؛ زيرا كه ايشان ثناى خدا را به جا آوردند ؛ چنانچه حق ثناى اوست به حسب طاقت بشرى . تتمهء حديث آنكه : حضرت فرمود : ) « و ماييم روى خدا و راه او ( چه ، خلائق به وساطت ما به خدا مىرسند ، و متوجه معارف الهى مىشوند ) . و با اين حال در ميان شما
هامش
( 1 ) . نساء ، 80 .
( 2 ) . حجر ، 87 .