13 . باب در بيان عمل كردن به علم
111 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حمّاد بن عيسى ، از عمر بن اذينه ، از ابان بن ابى عيّاش ، از سُليم بن قيس هِلالى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امير المؤمنين عليه السلام كه از پيغمبر صلى الله عليه و آله حديث مىكرد كه آن جناب در بعضى از سخنان خويش فرمود كه : « علما دو قسمند : يكى عالمى است كه به علم خود عمل مىكند . چنين عالمى نجات خواهد يافت ، و ديگر ، عالمى است كه به علم خود عمل نمىكند و چنين كسى هلاك خواهد شد .
به درستى كه اهل جهنم ، متأذّى مىشوند از بوى عالمى كه به علم خود عمل نكرده باشد .
به درستى كه سختترين اهل جهنم از روى پشيمانى و اندوه بردن بر چيزى كه فوت شده ، مردى است كه بنده را به سوى خدا خوانده ، و آن بنده او را استجابت نموده و از وى قبول فرموده و خدا را اطاعت كرده ، بعد از آنكه خدا او را داخل بهشت گردانيده و دعوت كننده را داخل جهنم كرده باشد به واسطهء آنكه به علم خود عمل نكرده و پيروى خواهش نفس و آروزى دراز نموده ، اما پيروى خواهش نفس اين كس را از حق باز مىدارد و آرزوى دراز آخرت را از ياد اين كس مىبرد » .
112 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از اسماعيل بن جابر ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : « علم ، به عمل پيوسته است .
پس هر كه عالم باشد ، عمل كند و هر كه عمل كند ، عالم باشد . و علم ، عمل را آواز مىدهد ، پس اگر او را جواب داد ، مىماند و اگر نه ، از او مفارقت مىكند » .
113 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد بن خالد ، از على بن محمد قاشانى ، از آنكه او را ذكر كرده ، از عبداللَّه بن قاسم جعفرى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود : « به درستى كه عالم ، هر گاه به علم خود عمل نكند ، موعظه او از دلها مىلغزد ؛ چنانچه باران از سنگى كه در نهايت نرمى و هموارى باشد ، مىلغزد » .
114 / 4 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از قاسم بن محمد ، از مِنقرى ، از على بن هاشم بن بَريد ، از پدرش روايت كرده است كه گفت : مردى به خدمت على بن الحسين عليه السلام آمد و از آن حضرت مسايلى چند سؤال نمود و آن جناب جواب او را فرمود . بعد از آن برگشت تا از مثل آن مسايل سؤال كند ، حضرت على بن الحسين عليه السلام فرمود كه : « در انجيل نوشته شده است كه :