ابو بكر ، در پاسخ اسامه گفت : اى پسر برادرم ! مىبينى كه مردم ، چه كردهاند و مرا به حكومت ، انتخاب كردهاند ! عمر را براى كمك به من ، رها كن و در پىِ كار خويش برو . « 1 »
نقد و بررسى اين احاديث
زمانى كه پيامبر ( ص ) ، بزرگان مهاجر و انصار ، از جمله ابو بكر و عمر را براى جنگ با روم ، همراه لشكر اسامه فرستاده بود و بر حضور اين بزرگان ، اصرار ورزيده بود و كسى را كه از همراهى با لشكر وى خوددارى كند ، لعنت كرده بود و بر اين مطلب ، بارها و بارها تأكيد و پافشارى كرده بود .
اكنون اگر دقيقاً در همان هنگام ، كسانى از افراد اين لشكر را براى امامت ، انتخاب كرده و بر اين مسئله ، تأكيد كرده باشد ، اين ، تناقضى آشكار است .
اسنادى كه پيش از اين آورديم ، با همهء اختلافاتى كه با يكديگر داشتند ، حادثهء امامت ابو بكر را به ترتيبى كه آورديم ، تصوير مىكردند ؛ امّا مسئله ، به همين شكل ، پايان نمىپذيرد . اسناد معتبر ديگرى ، مسئله را به گونهء ديگرى نشان مىدهند ، اگر چه در ابتدا ، همه يك شكل دارند ؛ يعنى همه مىگويند كه امامت ابو بكر ، براى نماز به دستور پيامبر ( ص ) اتّفاق افتاده است .
امّا دستهء دوم از اسناد ، نشان مىدهند كه نماز جماعت مسلمانان ، به امامت ابو بكر ، پايان نمىپذيرد ؛ بلكه اين نماز ، به گونهاى ديگر ، يعنى به
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 127 . ساير مورّخان نيز همين را مىگويند .