شدّت يافتن بيمارى پيامبر ( ص ) در روزهاى پايانى
نُه . در صحيح البخارى و صحيح مسلم و سنن الدارمى و مسند أبي عوانة و مسند ابن حنبل و الطبقات الكبرى ، حديثى آمده كه ما ، آن را از صحيح البخارى ، از عايشه نقل مىكنيم :
هنگامى كه بيمارى پيامبر خدا ، سنگين شد ، فرمود : « آيا مردم ، نماز خواندهاند ؟ » .
عرض كرديم : نه . مردم ، منتظر شما هستند .
حضرت فرمود : « براى من ، آبى در ظرف بريزيد » .
مقدارى آب در ظرفى ريختيم و حضرت ، وضو گرفت . پس از آن ، حضرت ، قصد به پا خاستن داشت كه از حال رفت . مدّتى طول كشيد . چون حالش بهتر شد ، فرمود : « آيا مردم ، نماز خواندند ؟ » .
عرض كرديم : نه ، اى پيامبر خدا ! آنها منتظر شما هستند .
حضرت فرمود : « براى من ، آبى در ظرف بريزيد » .
حضرت ، نشست و وضو گرفت . چون قصد برخاستن كرد ، از حال رفت . مدّتى گذشت تا حالش بهتر شد . باز پرسيد : « آيا مردم ، نماز خواندند ؟ » .
عرض كرديم : نه ، اى پيامبر خدا ! منتظر شما هستند .
حضرت فرمود : « براى من ، آبى در ظرف بريزيد » .
ايشان ، براى نماز ، وضو گرفت و پس از آن ، قصد برخاستن داشت كه از حال رفت . چون حالش بهتر شد ، فرمود : « آيا مردم ، نماز خواندند ؟ » .
عرض كرديم : نه ، اى پيامبر خدا ! آنها منتظر شما هستند .
مردم ، در مسجد نشسته و منتظر پيامبر خدا بودند تا نماز عشا را بخوانند .