صاحب خلاصة الكلام مىنويسد : « محمد بن عبد الوهاب چنان نيرومند شده بود كه مردمان صحراى نجد به ترس و وحشت افتاده بودند » « 1 » آيا مردم از رجال دينى مىترسند يا آنها پناهگاهى براى ضعفا هستند ؟ !
در حديث آمده است : بدترين مردم كسانى هستند كه ديگران از شر آنها در خوف و هراس باشند . « 2 »
و در جغرافياى « ملطبرون » ترجمه رفاعة بك آمده است : « محمد بن عبد الوهاب از طريق توسل به زور شمشير نيرومند شد » .
و در تاريخ ابن بشر آمده : « محمد بن عبد الوهاب دستور جهاد را صادر كرد و پيروانش را به آن ترغيب و تحريك نمود آنان نيز امتثال امر كردند درحالىكه نخستين سپاه او از هفت شتر سوار تشكيل مىشد » .
آيا اين سپاهيان بلاد كفر را مىگشودند يا شهرهاى مسلمانان و كسانى را كه به توحيد و رسالت محمدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شهادت مىدادند ، زيرورو مىكردند ؟ !
و آلوسى در تاريخ نجد مىنويسد : « محمد بن عبد الوهاب به مردم شهرهاى نجد كه همگى مسلمان بودند نامه نوشت و آنها را به اطاعت خود
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به خلاصة الكلام : 230 .
( 2 ) . رجوع كنيد به المعجم الأوسط : 5 / 277 ، الجامع الصغير : 1 / 349 ح 2283 ، كنز العمّال :
3 / 502 ح 7613 ، فيض القدير شرح الجامع الصغير : 2 / 576 ح 2283 ، ردّ اعتبار الجامع الصغير عبد اللّه بن صديق مغربى : 17 ح 1864 .