هامش
- به من گفتند : اينها كسانى هستند كه احمد بن حنبل را زيارت مىكردهاند . پس به خود آمدم و طولى نكشيد كه بهكارهايم سروسامان دادم و به اينجا آمدم و چندبار او را زيارت كردم و إن شاء اللّه به شهرم برمىگردم . رجوع كنيد به مناقب احمد : 639 .
ابن جوزى از ابو يوسف بن بختان كه از مسلمانان برگزيده بود ، نقل مىكند كه گفت :
هنگاميكه احمد بن حنبل فوت كرد ، مردى خواب ديد كه گويى بر سر هر قبرى ، چراغى روشن كردهاند .
گفت : اين چيست ؟
به او گفتند : مگر نمىدانى كه اين نورى است براى اهل قبور ، آنها به واسطه حضور اين مرد در بينشان ، نورانى شدهاند . در بين آنها كسانى بودند كه عذاب مىشوند ولى بخاطر حضور او بخشيده شدند . نگاه كنيد به مناقب احمد : 642 .
ابراهيم دسوقى به شرنوبى گفت : اى احمد ! از جمله كرامات ما اين است كه خداوند فرمود :
« يا إبراهيم أنا اللّه و لا تخف » : اى ابراهيم من خدا هستم نترس . اين سخن تأكيدكننده اين مطلب است كه بيانى ، خطوط عريض افراطگرايان را ترسيم كرده ، و اين خطوط تا زمان ابراهيم دسوقى ادامه پيدا كرده است . مراجعه كنيد به حاشيهى ( 78 ب ) الغيوب شرنوبى كه نسخهاى خطى در ذيل شماره « 3684 » است كه در موزه لندن نگهدارى مىشود ، با علم به اينكه اين كلمات در قرآن كريم وجود ندارد ، بلكه اصل آيه اين است :« وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛صافات : 104 - 105 » : او را ندا داديم كه اى ابراهيم ! رؤيا [ ى خود ] را حقيقت بخشيدى . ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم . اگر صحابه و تابعين كراماتى داشته باشند ، اهل سنت نيز مانند شيعيان به آنها معتقدند ، و اگر در اين مورد مبالغه صورت بگيرد ، ديدگاه اهل سنت و شيعه راجع به آن يكى است . اين در صورتى است كه ما فرض كنيم اوليا ، صالحان و علما نزد هر دو طرف ، مرتبه و مقام و منزلت واحدى دارند . و ليكن مقايسه ميان كسىكه قرآن در مدح و ستايش -