وهابيها باشد بدعتگذار است چه جهل او از روى كوتاهى و تقصير باشد و چه جاهل قاصر باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) . امام على عليه السّلام در حكمت ( 68 ) نهج البلاغه مىفرمايد : « جاهل را نمىبينى جز اينكه يا در انجام كارى زيادهروى مىكند و يا كوتاهى و سهلانگارى مىنمايد . »
اين عالم جاهل ، حالات و رفتارهاى متعددى دارد :
- سخنان علما را بدون بصيرت و آگاهى حفظ مىكند .
- علم و دانش ، غرور و تكبر درونى او را بيدار مىكند .
- از علم به عنوان وسيلهاى براى دزدى استفاده مىكند و اين بدترين تأثير جاهل در دنيا و آخرت است .
از عقل و خرد براى مهار و كنترل علمش استفاده نمىكند ، نمونهاش اين است كه به واسطه علم و دانش خويش به همطرازان و همپايگان فخر مىفروشد . با عالمى ، در سخن گفتن شريك مىشود و در حرف زدن بر او غالب مىگردد . پيش از اينكه از او سؤال كنند ، اقدام به پاسخگويى مىكند ، ديگران مسئول هستند ولى او پاسخگو مىشود . و يا اينكه با فردى يك دنده و خودرأى كه او را تحقير كرده و به او اهانت مىكند ، بحث و مناقشه مىنمايد ، يا درباره علم و دانش با كسى سخن مىگويد كه آنرا درك نمىكند و دوست ندارد به آن گوش بدهد . و برايش سخت و دشوار است كه علم و دانش ديگران را ببيند و . . . و چيزهايى از اين قبيل .
به همين دليل علماى اماميه به اتفاق معتقدند كه حق ، در كتاب خدا و سنت پيامبر يافت مىشود اما گفتهها گرچه بسيارند ، بيانكننده آراء و نظرات صاحبانشان هستند و گاهى تصادفا بيانكننده حق هستند و گاهى نه ، ولى وسيله شناخت حق نيستند ، چگونه مىتوانند حق را بيان كنند ؟ ! در حالى كه برخى افراد مهارشان بدست اميال و هوسهاست و برخى با الهام از محيط و تربيتشان سخن مىگويند و عمل مىكنند . برخى از آنها آراء و نظراتى را پذيرفتهاند كه آنها را از اوهام فلسفهبافان و پندارهاى متكلمات گردآورى -