در بيان ديدگاههايشان از تأثيرگذارى روش و سياستهاى تازهاى كه اتخاذ كرده و رفتارشان را نسبت به زوار خانه خدا عوض نمودهاند صرفنظر كردهام .
اما شيوهاى كه پايههاى نقد و اشكالات من را بر عقايد اين مذهب شكل مىدهد به روش تطبيقى و به اينصورت است كه نقض اقوال و نيز محظوراتشان را بيان كرده و مفاسدى كه به سبب اين اعتقاد به وجود مىآيد را مشخص ميكنم ، البته نقد و اشكالاتى كه مطرح مىسازم برگرفته از ديدگاهها و نظرات خودشان است ، حتى اگر در ميان اقوال و عقايد وهابيها دو قول و دو عقيده را باهم متناقض ديدم به آن اشاره كرده و با بيان تناقضشان آنها را رد مىكنم .
بسيار علاقمند بودم مباحثى را كه به عنوان نقد و اشكال بيان مىكنم و نيز پاسخهايم از سخنان و ديدگاههاى آنان باشد و همينطور هم شد . تمام مطالب و بهطور كلى شاكله بحثهايم مطالبى است كه از كتابها و رسالههاى خود آنان بدست آمده است و در كلام و پاسخ من حتى نشانهاى كوچك از افكار شخصى خودم ديده نمىشود بلكه همه از بيانات و آراء وهابيها تشكيل شده است . و در مقام رد و پاسخ كمتر به نقل آيات و احاديث پرداختهام چون استناد به آيه و حديث در بيشتر كتابهايى كه بر رد وهابيت نگارش يافته تكرار شده است .
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٥