گفتم : جهان اسلام امكانات و نيروهاى بزرگى در اختيار دارد ، و بر انسانهاى بااخلاص و خدمتگزار لازم است كه براى بهتر شدن روابط اجتماعى مفيد بين مسلمانان از هيچگونه سعى و تلاشى فروگذارى نكنند .
گفت : نماز پايه و اساس دين است ! اگر در پيشگاه خداوند پذيرفته شود اعمال ديگر نيز قبول است و اگر پذيرفته نشود بقيه عبادتها هم بىفايده است « 1 » .
گفتم : اين حديث بسيار حديث خوبى است ولى چه ربطى به موضوع بحث ما دارد ؟
گفت : هربحثى و صحبتى بجز نماز بىفايده است .
گفتم : آيا گروه و دستهاى وجود دارد كه خود را مسلمان بدانند ولى نماز را ترك كنند ؟
گفت : بله ، جوانان ! جوانان ، نماز نمىخوانند سپس در اين باب كه جوانان نماز را سبك مىشمارند مفصلا شروع به صحبت كرد . البته بايد اذعان داشت هر زمانى كه در كعبه اوقات نماز فرامىرسد و همين آقا براى جماعت آماده مىشود كثرت جمعيت بهحدى مىرسد كه تمام مسجد الحرام و مسعى با تمام وسعتش پر از نمازگزار مىشود و حتى خيابانها و بازارهاى اطراف نيز مملو از نمازگزاران بهخصوص جوانان است . اما او
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد به الكافى : 3 / 268 ح 4 ، التهذيب : 2 / 239 ح 15 ، المعجم الأوسط : 2 / 240 ح 1859 .