مىباشند كه مفاد آيهء تطهير نيز هست ، زيرا فقط آنهايند كه حقيقت كتاب را مسّ و درك كردهاند و سورهء واقعه بدان اشارت دارد و مفصلا گذشت . از اينجاست كه درمىيابيم آيهء :
كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
مفادش همان مفاد آيهء مباهله است و آن جمع مقدس و مطهر خصوصا فاطمهء زهرا حجت بر بعثت نبوى هستند و واقدى هم به همين معنا اشارت دارد كه على عليه السلام يكى از معجزات پيامبر اسلام است ؛ همانطور كه عصاى موسى و دم عيسى معجزات آنان بود . « 1 »
به همين علت است كه در مقام احتجاج بر اهل اديان گذشته خداوند پيامبرش را به دعوت همسرانش - كه ام المؤمنيناند - يا به دعوت هيچكدام از اصحاب يا بنى هاشم فرمان نمىدهد . مخفى نيست كه تعيين پنج تن براى مباهله به اختيار پيامبر نبوده بلكه به امر صريح خداوند كه در قرآن كريم نازل شده بوده است و پيامبر اكرم فقط مأمور به دعوت آن چهار تن ديگر از جانب خدا بوده است .
به عبارت واضحتر ، مباهله در لغت به معناى ملاعنه و نفرين هرطرف بر طرف ديگر است و موقعى اين عمل انجام مىشود كه هرطرف حجتش را بر طرف ديگر تمام كرده باشد نه اينكه حجتى وجود نداشته باشد و به اين مطلب صدر آيه
« فَمَنْ حَاجَّكَ »
اشاره دارد ؛ يعنى در مقام احتجاج هر طرف در مقابل ادعاى طرف ديگر ، بلكه براى جواب ندادن و بىپاسخ ماندن يكى از دو طرف و عناد و لجاجت بر حرف باطل خود ، مباهله آخرين كار است . در واقع نوعى حكم از طرف خداست و يك نوع تعجيل
هامش
( 1 ) . الفهرست ابن نديم ، الفن الأوّل من المقالة الثالثة ، ص 111 .