تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
كه آنها مؤمن نيستند و بر كفر خود استقامت مىورزند . اين جمله را براى تسليت خاطر پيامبر و تخفيف اندوه‌هاى او مىفرمايد .
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ
: اگر بخواهيم از آسمان دلالت و علامتى نازل كنيم تا ناچار شوند ايمان آورند و در برابر آن رام و تسليم گردند . در اينجا خضوع به گردنهاى ايشان نسبت داده شده و لذا دربارهء آن وجوهى گفته‌اند : 1 - منظور اين است كه صاحبان گردنها خاضع مىشوند . يعنى مضاف حذف شده و مضاف اليه به جاى آن نشسته است . 2 - هر گاه گردنها خاضع شوند ، خود شخص هم خاضع شده است . 3 - از لحاظ ادبى « خاضعين » به ضمير ( هم ) مربوط است . نه به اعناق . نظير قول شاعر :
ارى مر السنين اخذن منى * كما اخذ السرار من الهلال
مىبينم گذشت سالها را كه از من كم مىكنند ، هم چنان كه شب‌هاى آخر ماه از هلال ميكاهند . ( در اين شعر « اخذن » به مضاف اليه يعنى « السنين » مربوط است نه به مضاف ، يعنى « مر » 4 - مقصود از اعناق ، رؤساء و جماعت است . 5 - از آنجا كه اعناق داراى صفت عاقل شده ، فعل مسند به عقلاء به آن نسبت داده شده است . ابن عباس گويد : اين آيه دربارهء ما و بنى اميه نازل شده است . به زودى دولت ما برايشان غالب مىشود و گردنهاى ايشان در برابر ما خضوع خواهد كرد .
وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ
: خداوند از حال كفار خبر ميدهد كه اينها در برابر قرآن - كه تذكر جديد خداوند است - اعراض مىكنند و دربارهء آن نمىانديشند . اطلاق كلمهء ذكر به قرآن نمونه‌هايى دارد . مثل :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
( ما قرآن را نازل كرده و ما حافظ آنيم : حجر 9 ) .
فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبؤُا ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
: قيامت را تكذيب كردند و به زودى اخبار آنچه مورد استهزاء قرار ميدهند به آنها ميرسد . ( تفسير اين قسمت
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 6 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى