گفتند : او و برادرش را مهلت ده و افرادى را به شهرها بفرست تا ساحران زبردست را جمع كرده ، نزد تو آورند . ( تفسير اين قسمت در سورهء اعراف گذشت ) .
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
: و ساحران را جمع و آنها را تا فرا رسيدن روز عيد نگاهدارى كردند .
وَ قِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِنْ كانُوا هُمُ الْغالِبِينَ
:
و بمردم شهر گفتند : آيا شما جمع شويد تا اگر ساحران بر موسى و هارون غالب شدند ، از ايشان تبعيت كنيم ؟
فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ
:
هنگامى كه ساحران نزد فرعون آمدند ، به او گفتند : آيا اگر پيروز شويم ، مزد و پاداش داريم ؟
قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
: فرعون به آنها گفت : آرى شما را پاداش بزرگى است و علاوه بر آن از نزديكان و مقربان من خواهيد بود .
قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ
: موسى در راه تحدى به ايشان گفت :
آنچه را فراهم كردهايد ، بيفكنيد « 1 » .
فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ وَ قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ
:
ساحران ريسمانها و عصاهاى خود را در ميان افكندند و گفتند : سوگند بعزت فرعون كه ما پيروز مىشويم .
مقصود از عزت ، آن نيرويى است كه شكست ناپذير است .
فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ
: موسى نيز عصاى خود را در ميان افكند و طولى نكشيد كه همهء سحر و افسونهاى ساحران را بلعيد و نابود كرد .
هامش
( 1 ) - مقصود از تحدى فرا خواندن حريف است به مبارزه ، تا در ميدان مبارزه شكست بخورد . چنان كه خود قرآن نيز منكران خود را از راه تحدى دعوت مىكند كه سورهاى يا آيهاى شبيه آن بياورند . مقصود قرآن اين است كه عجز آنها را به آنها بنماياند و به آنها بفهماند كه مبارزهء با كلام خدا ممكن نيست .