باش . آيا براى او همتايى مىشناسى ؟
قرائت :
نورث : رويس از يعقوب ، به تشديد و ديگران بدون تشديد قرائت كردهاند و هر دو بيك معنى است .
هل تعلم : در بعضى از روايات از ابو عمرو ادغام لام در تاء نقل شده است .
ابو على گويد : به رأى سيبويه ادغام لام در تاء و دال و طاء و صاد و زاء و سين جايز است ، زيرا مخرج لام به مخرج اين حروف نزديك است .
اعراب :
جَنَّاتِ عَدْنٍ
: منصوب و بدل از « الجنة » .
بالغيب : حال . صاحب حال « جنات عدن » .
سلاماً : استثناى منقطع . يعنى « لكن يسمعون سلاما » .
رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
: بدل از « ربك » يا خبر مبتداى محذوف .
شأن نزول :
گويند : عاص بن وائل اجرت اجير خود را نداد و گفت : اگر محمد ، حق باشد ، ما به بهشت و نعمتهاى آن اولى هستيم . و در آنجا اجرتش را مىدهم . از اينرو اين آيه نازل شد :
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي . . .
برخى گويند : بعد از آنكه از پيامبر قصهء اصحاب كهف و ذو القرنين و روح سؤال شد ، چند روزى وحى نازل نشد . اين امر بر پيامبر دشوار آمد . هنگامى كه جبرئيل نازل شد ، از دير شدن وحى سخن گفت ، از اينرو فرمود :
وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ
.
مقصود :
اكنون در وصف بهشت مىفرمايد :
جَنَّاتِ عَدْنٍ
: بهشتهاى عدن ، يعنى بهشتهايى است كه محل اقامت مؤمنين هستند . در آيهء پيش ، « جنة » به صورت مفرد و در اينجا به صورت جمع « جنات » گفته است .
گويا آن يك بهشت ، مشتمل بر بهشتهايى است . برخى گويند : در همان بهشت بزرگ ،