وقال العارف الرحالة الجوالة السائح الحاج ميرزا زين العابدين الشيرواني في
كتاب بستان السياحة ( ص 555 ط طهران ) ما لفظه :
مرعش شهري است دلكش از شهرهاى شام ، وجند قنسرين ، وبلده ايست بغايت
دلنشين ، آنكه گفته بلده ايست از جزيره موصل غلط محض است وديگري نوشته
كه نام قلعه ايست ميان ارمنيه وديار بكر ، اينهم از وجهي غلط محض است ، واما
آنكه قريب وبولايت ارمنيه است صحيح است ، وجانب جنوبش بغايت گشاد واصل شهر در
زمين پست وبلند اتفاق افتاده ، بنظر بيننده بغايت فرخنده وخوش آينده است ، وقرب
شش هزار خانه در اوست ، وقريه هاى معموره مضافات اوست ، آبش فراوان ودر
جميع عماراتش روان ، هوايش طرب انگيز وخاكش حسن خيز ، در أكثر خانه هاى
آنجا حديقه دلگشا وباغچه روح افزاست ، فواكه سردسيرش فراوان وحبوب
وغلاتش ارزان ، وأكثر مشتهياتش موفور ، ومردمش همواره در عيش وسرورند ، هنگام
بهار آن ديار رشك گلستان كشمير وقندهار است ، وهمه آن ديار گلزار سيما
در قرب آن ارغوان زارى است كه راقم مثل آن كم ديده وكم شنيده است ، دلبران
آن سرزمين غيرت بتان فرخار وچين است ، وعموما خوب چهره واز متاع حسن
بابهره اند ، ومدت بسيار آن ديار دار الملك ملوك ذوالقدريه بود ، ابتداى دولت
ايشان در سنه 780 هجري روى نمود ، وأول ايشان قراجا بن ذوالقدر بيك بود بعد از
أو علاء الدولة ذوالقدر بغايت محتشم بود وشاه إسماعيل با أو مصاف داد ومكرر
شكست بجانب ذوالقدريه افتاد ، وسلطان سليم خان قيص روم بر ملك أو مستولى
گشت ، وهم زبان دولت ايشان در سنه نهصد وچند هجرى بدو در گذشت ، اكنون
نيز طوائف ذوالقدر در آنجا سكونت دارند ، واز جانب خواندگار روم حكومت
گذارند ، راقم چند گاه در مرعش بوده وبا أكابر وأعاظم آنجا معاشرت نموده
و
شرح إحقاق الحق — صفحة حياة القاضي الشهيد 118
مساهمون: السيد شهاب الدين المرعشي النجفي
صحياة القاضي الشهيد ١١٨