بيان آيهء 25
لغت
اكنّه : پوششها . جمع « كنان » وقر : سنگينى گوش . شاعر گويد :
و كلام سيئ قد وقرت * اذنى منه و ما بى من صمم
يعنى : سخن زشتى كه گوش من از آن سنگين شد ، در حالى كه من دچار كرى نيستم .
اساطير : جمع « اسطوره » و « اسطاره » اين كلمه از « سطر كتاب » يعنى نوشتن كتاب گرفته شده است . مقصود از « اساطير الاولين » نوشتههاى عجيب و غريب پيشينيان است . جمع « سطر » به « اسطار » بسته مىشود و « اسطار » به « اساطير » بنا بر اين ممكن است « اساطير » جمع جمع باشد . شاعر گويد :
انى و اسطار سطرن سطرا * لقائل يا نصر نصرا نصرا
يعنى : قسم به سطرهايى كه نوشته شدهاند ، من مىگويم : اى نصر ، يارى كن .
جدال : خصومت
اعراب
أَنْ يَفْقَهُوهُ
: مفعول له . يعنى « كراهة ان . . . »
يُجادِلُونَكَ
: حال
شان نزول
گفتهاند : گروهى از مشركين مكه ، كه نضر بن حارث و ابو سفيان و وليد بن مغيره و عتبة بن ربيعه و برادرش شيبه و . . . از آنها بودند ، در مجلس پيامبر كه مشغول قرائت قرآن بود ، نشستند و به نضر گفتند : محمد چه ميخواند ؟ گفت : داستانهاى عجيب و غريب