است ؟ زيرا قتل هنوز واقع نشده بود .
پاسخ البته تحمل كيفر مشروط بوقوع گناه است . هنگامى كه هابيل احساس كرد كه برادرش قصد قتل او را دارد ، چه مانعى داشت كه بگويد : اگر مرتكب قتل من شوى ، كيفر قتل مرا متحمل خواهى شد ؟
فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ
: بواسطهء اين كردار زشت ، گرفتار دوزخ خواهى شد .
وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ
: اين است كيفر گنهكاران ، ممكن است اين جمله هم تتمهء سخن هابيل باشد و محتمل است كه سخن خدا باشد .
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ
: در اينباره اقوالى است :
1 - يعنى نفسش او را تحريك و تشجيع كرد كه برادر خود را بكشد . اين قول از مجاهد است .
2 - مقصود اين است كه نفسش قتل برادر را در نظرش بياراست .
3 - نفسش او را مساعدت و هماهنگى كرد بر قتل برادر و بنا بر اين در اصل ( على قتل اخيه ) بوده كه حرف جر محذوف و مجرور منصوب شده است .
فقتله : مجاهد گويد قابيل نمىدانست چگونه او را بكشد . شيطان به صورت مرغى در آمد و مرغى را گرفت و سرش را ميان دو سنگ گذاشت و كوبيد . قابيل هم براى كشتن برادر ، از وى سرمشق گرفت . گفتهاند : هابيل اولين مقتول بود !
فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ :
قابيل با اين عمل شوم خود ، در دنيا و آخرت ، زيانكار و از خير دنيا و آخرت محروم شد .
برخى از كلمهء « اصبح » استفاده كردهاند كه اين قتل در شب اتفاق افتاده است .
لكن صحيح نيست ، زيرا عادت عرب اين است كه هر گاه كسى عملى انجام دهد كه بحالش زيانبخش باشد ، اينطور تعبير كند . منظور اين نيست كه فقط اين زيان مخصوص بيك زمان است و نه زمانهاى ديگر .