خداوند بيان مىدارد كه نبوت در آل ابراهيم چيز تازهاى نيست :
فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
: نبوت را به آل ابراهيم داديم و مملكت را به داود و سليمان بخشيديم . داود داراى نود و نه زن و سليمان داراى يكصد زن و بقولى او داراى هفتصد كنيز و سيصد زن و داود داراى يكصد زن بود . بنا بر اين معنى نداشت كه آنها رشك حضرت محمد ص بخورند چه او نيز از اولاد ابراهيم بود و سايرين از او تعداد زنانشان بيشتر و مملكتشان وسيعتر بود . در بارهء معناى « الناس » اين قول از ابن عباس و ضحاك و سدى است . برخى هم گفتهاند چون قوام دين به وجود پيامبر بود ، از اينرو حسد آنها به او مانند حسدشان نسبت به همهء مردم بود .
2 - مقصود پيامبر و آلش مىباشد . چنان كه از امام باقر منقول است و مراد از فضل ، نبوت پيامبر و امامت آل اوست ، در تفسير عياشى به اسناد خود از ابو الصباح كنانى نقل كرده است كه امام صادق به او فرمود : « ما قومى هستيم كه خداوند اطاعت ما را واجب كرده است . انفال و برگزيدهء مال براى ماست . مائيم راسخان در علم و مائيم محسودانى كه خداوند در بارهء ايشان فرموده است :
« أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ . . . »
فرمود : منظور از كتاب ، نبوت و از حكمت ، فهم و قضاوت و از ملك عظيم . وجوب اطاعت است ! ! 3 - مقصود پيامبر و اصحابش مىباشد زيرا در جمله :
« هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا »
منظور آنان بودند و منظور از فضل ، نعمت است : اين وجه از ابو على جبايى است .
4 - مقصود عرب است . يعنى عرب حسد مىخورند كه پيامبر از ايشان است .
اين وجه از حسن و قتاده و ابن جريج است . برخى گفتهاند : مقصود از كتاب تورات و انجيل و زبور و از حكمت ، علمى است كه به آنان داده شده بود .
وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً
: مجاهد و حسن گويند : يعنى به آنها نبوت داديم . ابن عباس گويد : ملك عظيم يعنى ملك سليمان . سدى گويد : منظور زنانى است كه به داود و سليمان داده شده بود و برخى گفتهاند : منظور جمع ميان سياست دنيا و دين است .