بيان آيهء 43
قرائت
اهل كوفه - بجز عاصم در اينجا و در سورهء مائده « لمستم » را بدون الف و ديگران « لامستم » با الف قرائت كردهاند . دليل كسى كه بدون الف قرائت كرده اين است كه در مورد متعدد در قرآن كريم ، اين معنى به صورت ثلاثى مجرد بيان شده است مثل :
« لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ »
( سوره الرحمن 56 ) يعنى انسانى ايشان را مس نكرده است و مثل
وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
سوره مريم 20 يعنى بشرى مرا مس نكرده است و كسى كه با الف قرائت كرده است ، مىگويد « لمس » و « لامس » به يك معنى است مثل « عاقبت اللص » بمعنى « عقبت اللص » يعنى دزد را دنبال كردم .
لغت
لا تقربوا : نزديك مشويد . « قرب يقرب » ، لازم است لكن « قرب يقرب » متعدى است .
سكر : محل بستن و سكر بستن مجراى آب است ، علت اينكه سكر بمعنى مستى است اين است كه : راه معرفت را مىبندد . سكره مرگ يعنى حالت فرا رسيدن مرگ و لحظههاى آخر . « سكارى » جمع « سكران » و « سكران » صفت مذكر يعنى مردمست و مؤنث آن « سكرى » است .
جنب : شخصى كه جنابت دارد خواه مرد باشد خواه زن و خواه مفرد باشد خواه جمع .
عابر : عبور كننده و عبور بمعنى رفتن از طرفى به طرفى ديگر است .
غائط : محل مطمئنى كه براى مخفى بودن از چشم مردم به آنجا مىرفتند كم كم بر اثر كثرت استعمال به مدفوع نيز غائط گفته شد .