به كار مىرود . اصل در معانى كلمه همان دست مىباشد . زيرا موقع بيعت . دستها را به يكديگر مىزدند و دست يكديگر را مىگرفتند كه به عهد خود وفا كنند ، آن گاه پيمان مىبستند از اينرو قسم را يمين ناميدند . شاعر گويد :
اذا ما راية رفعت لمجد * تلقاها عرابة باليمين
يعنى : هنگامى كه پرچمى براى بزرگى افراشته شود ، عرابه آن پرچم را با خود مىافكند .
اعراب
مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ
: جار و مجرور در محل صفت براى « موالى » يعنى « موالى كائنين مما ترك
وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ
: عطف بر
الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ
و مرفوع است .
ممكن است
« مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ »
متعلق باشد به فعلى مخدوف يعنى :
« يعطون مما ترك الوالدان و . . . » و
« وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ »
مبتدا و خبر آن
فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ »
باشد .
مقصود
مجدداً خداوند متعال ، به بيان حكم ميراث ، پرداخته ، مىفرمايد :
وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ
: براى هر زن و مردى وارثانى قرار دادهايم كه به ميراثشان از ديگران سزاوارترند . اين معنى از سدى است . ابن عباس و حسن گويند : مقصود عصبه و حواشى شخص است .
معناى اول صحيحتر است . زيرا خداوند مىفرمايد :
« فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي »
( سوره مريم 5 ) يعنى : خدايا مرا از جانب خود فرزندى ببخش كه به ارث من سزاوارتر از ديگران باشد . در اين آيه وارث را « ولى » شمرده است ، زيرا وارث - بخصوص فرزند - براى ارث از ديگران سزاوارتر است علاوه بر اين ، به مالك بردگان نيز « مولى » گويند ، زيرا از ديگران نسبت به ايشان سزاوارتر است .
مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ
: از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان به جاى گذاشتهاند .