بيان آيهء 25
قرائت
اهل كوفه « فاذا احصن » بفتح همزه و ديگران بضم همزه و كسر صاد قرائت كردهاند .
لغت
طول : غناء ، بىنيازى ، اصل اين كلمه از « طول » بمعنى بلندى است زيرا شخص بوسيلهء بىنيازى بمقامات عالى مىرسد . تطول ، يعنى بخشيدن مال و تطاول بر مردم يعنى تفضل بر ايشان همچنين است استطاله « طالت طولك و طيلك » يعنى مدتت دراز شد ، چنان كه شاعر گويد :
انا محيوك فاسلم ايها الطلل * و ان بليت و ان طالت بك الطيل
يعنى : ما ترا تحيت مىگوييم ، پس سالم باش ، اى شخص با طراوت ، اگر چه زمان تو طولانى باشد .
طول بمعنى ريسمان است ، شاعر گويد :
لعمرك ان الموت ما اخطا الفتى * لكالطول المرخى و ثنياه باليد
يعنى : بجان تو سوگند كه مرگ در بارهء هيچكس بخطا نمىافتد ، مردم مثل حيوانى كه در چراگاه با ريسمان بلند ، او را بستهاند كه بچرد و نمىتواند فرار كند ، در دام مرگ گرفتارند .
فتى : مرد جوان . فتاة : زن جوان ، كنيز اگر چه پير هم باشد چه مثل پيران ديگر نيست و احترام پيران را ندارد . بطور كلى فتوه بمعنى حالت حداثت و نو ظهورى است و فتيا نيز از همين جاست و عبارت از حكم فقيه در مسالهء تازه است . فتيات جمع فتاة .