فصل هشتم - دربارهء سفر از تركو تا انتهاى سرزمين داغستان .
روز دوازدهم ماه مه دوباره به راه افتاديم و به خود مىگفتيم كه آيا محمود قول خود را نگه مىدارد يا خير ؟ باروبنه را در گارىهايى بار زديم كه توسط اسب و گاو نر كشيده مىشد و تا آن روز سه بار دستمزد گاريچىهاى تركوئى را بالا برديم تا راضى شدند اثاثه ما را حمل كنند .
روز چهاردهم اين ماه به كنار رودخانه كويسو رسيديم . سرچشمه قديمى اين رود از كوههاى قفقاز است كه آب آن كدر و جريان آن قوى بود . پهناى اين رودخانه چيزى كمتر از الب « 1 » نيست و ژرفاى آن بيش از قدسه آدمى است .
اين طرف رود ، روى تپهاى دهكدهئى بزرگ يعنى مقر سلطان محمود قرار داشت . نهچندان دور از اين دهكده گويا چشمهء آب گرمى وجود دارد كه آب آن به گودال بزرگى مىريزد و جهت استحمام بسيار خوبست .
اهالى اين دهكده اكثرا ماهيگير بودند ، كنار رودخانه مىنشستند و با قلاب - هاى تيز آهنين به شكار ماهىهاى بزرگ كه در آن رودخانه بهوفور وجود دارد مشغول مىشدند .
هامش
( 1 ) -Elbe