مانند فيلسوفها « 1 » كت سفيد جلوباز با آستينهاى پهن و گشاد به تن دارند ، توبرهاى به كمر بستهاند كه در آن كتابها ، كاغذ و قلمدان خود را گذاشتهاند تا بتوانند هنگام تقاضاى مردم ، اشعار و آثار خود را بنويسند و در اختيار آنان قرار دهند .
بالاپوش آنان فاقد آستين است و بر خلاف سايرين جوراب به پا ندارند ، ولى شلوارشان هر چه به طرف قوزك پا كشيده مىشود ، تنگتر مىگردد و روى پايشان را مىپوشاند . زمستانها جوراب مىپوشند كه فقط به قوزك پا مىرسد . دستار بر سر ندارند و فقط عرقچين به سر مىكنند .
آثار مكتوب بسيار عالى شعراى ملى خود را در اختيار دارند كه به دو زبان پارسى و تركى نوشته است . اين دو زبان داراى يك ارزش است . اشعار تركى را مانند پارسى بازخوانى مىكنند . بزرگترين شعراى ايرانيان به نظر من عبارتند از :
سعدى ، حافظ ، فردوسى « 2 » و چند تن ديگر .
نوع ساخت شعر آنان مانند اشعار آلمانى است ؛ نظرشان بيشتر متوجه قافيه است و اهميت نمىدهند اگر در بيتى يك « هجا » بيشتر نسبت به بيت ديگر وجود
هامش
( 1 ) - اصل :Filosufبه اين ترتيب معلوم مىشود كه فيلسوفان يا همانطور كه نويسنده قبلا يادآور شده است « دانشمندان » نيز يك قشر اجتماعى مانند شعرا را تشكيل مىدادهاند - م .
( 2 ) -Firdusi- ويرايشگر آلمانى در معرفى فردوسى مطلب زير را آورده است .
بايد توجه داشت كه نسخهء كتاب مبدأ اين ترجمه چاپ آلمان شرقى است و ويرايشگر آلمانى با فردوسى شاعر ملى ايران همان مىكند كه معمولا در بلوك شرق با يكيك شعرا و دانشمندان ايرانى مىكنند . براى عبرت عامه و توجه اهل نظر كه بىخيال نشستهاند نقل اين معرفى لازمست :
« فردوسى ؛ متولد حدود 932 و متوفى بسال 1021 ميلادى . شاعر تاجيكستانى كه اثر او اوج ادبيات تاجيكى و ايرانى است . شش هزار بيت اشعار او شاهنامه و يوسف و زليخا را تشكيل مىدهد كه از انديشههاى ملى و انسانى سرشارست » ! ؟