برادر « 1 » ، دختر « 2 » ، بربر « 3 » ، و لب « 4 » .
ايرانىها در حال حاضر كوشش دارند كه در كنار زبان مادرى خود به تركى نيز صحبت كنند ، بهويژه در ايالتى كه تركها به كرات آنجا را تصرف كرد ، و صاحب شده بودند . « 5 »
ايرانىها به سه زبان اصلى يعنى عبرى يونانى و لاتين كوچكترين آشنائى ندارند و آموختن آن نزدشان مرسوم نيست به جاى آنها زبان عربى را كه مانند لاتين در زبان ما نفوذ زياد دارد براى نوشتن مطالب مذهبى و علمى به كار مىگيرند .
اگرچه در ايران افراد قليلى هستند كه بر خلاف ما در آلمان علوم رايج را به طور اساسى فرامىگيرند و تحصيل مىكنند ، ولى مردم به اين دانشها اهميت زيادى مىدهند و به دانشمندان ارج مىنهند . آنان به اين دانشمندان فيلسوف « 6 » مىگويند . براى آموختن علوم ، اينجا و آنجا داراى آموزشگاهها و مكتبهائى هستند كه آنها را مدرسه « 7 » و آموزگاران را مدرس « 8 » مىنامند . اصول و قواعد و
هامش
( 1 ) - به زبان آلمانى :Bruder( 2 ) - به زبان آلمانى :Tochter( 3 ) - به زبان آلمانى :Barbar( 4 ) - به زبان آلمانى :Lippe( 5 ) - صفحه 280 كتاب « تاريخ و فرهنگ » از زندهياد استاد مجتبى مينوى :
« يك مميزهء ديگر نيز همراه تأسيس اين دولت در ايران پيدا شد و آن زبان تركى بود . زبان قبايل افشار و ذو القدر و قاجار و روملو و تكهلو و استاجلو و غيرهم كه لشكريان سلاطين صفوى و استواركننده اساس حكومت ايشان بود . خود شاه اسمعيل به خاطر اين قبايل به تركى شعر ميگفت و مردم فارسى زبان آن نواحى كه اين قبايل در آنها ملك و زمين و قدرت داشتند زبان ايشان را ياد ميگرفتند و حرف مىزدند . » - م
( 6 ) - اصل :Filosuf( 7 ) -Medresae( 8 ) - اصل :Mederis