پس از اين واقعه ، ايران به سبب جنگهائى ، چه بين حكمرانان داخلى و چه با حكام خارجى ، رو به ضعف نهاد و چند بار سقوط كرد و به زير فرمان بيگانگان درآمد ، تا جايى كه حتى از اعراب نيز شكست خورد و زيردست آنان گرديد و نام ايرانى را از خود برداشت و خويش را عرب ناميد . ايرانىها چند بار توانستند دوباره كمر راست كنند و تحت تسلط پادشاهان خودى قرار گيرند و مرزهاى امپراطورى و پهنه حكومت خود را از نو گسترش دهند .
در حال حاضر از شمال تا باختر ، تمام سرزمينهايش كه بين درياى خزر و خليج فارس يا سينوپرسيكو « 1 » قرار دارد و سرزمينهائى كه از خاور به باختر ، يعنى از فرات « 2 » ( يا مراتسو ) « 3 » تا مرزهاى قندهار گسترده است به امپراطورى ايران تعلق دارد .
در باختر درياى خزر پهنهء فرمانروائى ايرانيان تا كوهستانهاى ارمنستان كشيده شده و از نيمه درياى خزر به طرف خاور تا رودخانه كوركان « 4 » ( در قديم اوكسوز « 5 » ناميده مىشد ) نيز ، از آن ايران است ، كه بر كرانه شمالى آن ازبكها يا تاتارهاى بخارا نشستهاند و به شاه ايران خراج مىپردازند .
اصفهان كمى پيش از زمان تيمور لنگ سپاهان « 6 » ناميده مىشد ولى من بدون اينكه تفاوتى در آنها ببينم اسپاهان « 7 » و گاه اصفهان « 8 » نيز شنيدهام . اين شهر بر دشت
هامش
( 1 ) -Sinu Persico( 2 ) -Eufrat( 3 ) - اصل :Morat Suمرادسو - م .
( 4 ) -Ruthkhane Kurkan- آمودريا . و - آ .
( 5 ) -Oxus( 6 ) -Sepahan( 7 ) -Ispahan( 8 ) -Isfahan