فرستاد كه اينها به تندى سوى خانههاى « * » ارامنه پرواز كردند . پس از چند روز ديگر شاه دوباره به شكار رفت و اينبار زنان حرمسرا همراه وى بودند . چند ساعت قبل از حركت ، جارچى « 1 » در كوچه و خيابانهاى مسير شاه و حرمخانه او جار مىزد و و اهالى تا زمانى كه كاروان از آنجا دور نشده بود اجازهء بيرون آمدن از خانه نداشتند .
در ايران رسم است ، هنگامى كه شاه با زنان حرم خود بيرون مىرود ، هيچ كسى در خيابان يا از فاصله پرتاب يك تير توپ مجاز به ديدن آنها نيست و گرنه مانند سگى او را هدف تير قرار مىدهند ؛ گرچه زنان شاه همگى در كجاوههاى بسته بر پشت شتر مىنشستند و ديده نمىشدند .
شاه به اتفاق درباريان نيمساعت جلوتر حركت مىكرد ، زنان با خواجگان بعدا دنبال او مىرفتند . زمانى كه به شكارگاه مىرسيدند ، زنان سوار بر اسب مى - شدند و مانند مردان از تير و كمان و بازشكارى استفاده مىكردند . تمام مردان و نوكران شاه در فاصله ربع مايل از زنها دور بودند تا قادر به ديدن آن نباشند . ظرف اين مدت مردان نيز به شكار مشغول مىشدند و انتظار مىكشيدند ، تا زنان حرم به محل استقرار خود بازگردند و توسط يكى از خواجهها به آنان دستور بازگشت داده شود .
شاه روز ششم نوامبر از اين شكار به دار السلطنه اصفهان بازگشت . او مانند درباريان خود آنچنان مست بود كه قادر نبود خود را پشت اسب نگاه دارد ، شاه هنگام بازگشت به اصفهان به اتفاق خوانين خود بر روى پلى « 2 » نزديك چارباغ اطراق كرد و شراب زيادى نوشيد . زمانى كه شراب اثر خود را بخشيد ، شاه از فرط خوشى شمشير از غلاف كشيد و بالاى سر خود چرخاند . همراه اين كردار شاه ،
هامش
( * ) - نويسنده قبلا اشاره كرده بود كه مقدار زيادى از آذوقه كميته به ارامنه فقير داده مىشود . در اينجا موضوع با اين طنز مجددا يادآورى شده است - م .
( 1 ) -Tzartzi( 2 ) - منظور سى و سه پل يا پل اللّه ورديخان است كه در زمان حضور هيئت آلمانى در اصفهان چند سالى از اتمام ساخت آن گذشته بود . به صفحه 189 سفرنامه كمپفر رجوع فرمائيد - م .