را گرفت . سپس دوباره به آنها تعارف شد كه بر جاى خود بنشينند و منشى « 1 » دربار به آنها اطلاع داد كه شاه در نظر دارد پس از ترجمهء استوارنامه و آگاهى از مفاد آن دربار عام بعدى با سفرا به گفتگو بنشيند و ظرف اين مدت فرستادگان استراحت كنند و خوش بگذرانند . بعد از اين پيشكشها و هدايا پشت سر هم به خزانه شاهى كه در طرف راست راهروى ورودى ديوانخانه قرار داشت حمل شد در اين بين سفرههائى در سراسر شاهنشين مقابل ميهمانان گستردند و بر آنها ميوه و شيرينى نهادند . ظرف بزرگ زرين نيز براى نوشيدن شراب با فاصله كنار هم چيدند و بيش از سيصد كوزه زرين شراب خالى كردند و براى به نمايش گذاشتن به گوشهئى گذاشتند ، هرگاه كه انسان روى خود را برمىگرداند چيزى جز طلا نمىديد .
كوزهها كاملا براق و صيقلى بود و روى آن حكاكى نشده بود جز ظروف شاه يعنى صراحى « 2 » و پياله « 3 » كه در تمام بدنهشان فيروزه و عقيق نشانده بودند . هنگام صرف ميوه چند بار شراب عالى شيراز را دور چرخاندند .
در اين هنگام يك شعبدهباز به صحنه آمد و انواع شعبدهها و تردستىهاى شگفتىآور را با مهارت به نمايش گذاشت .
هامش
( 1 ) - اين شخص را نبايد با مستوفى الممالك كه بعدا شرح او خواهد آمد اشتباه كرد .
در صفحه 25 تذكرة الملوك چنين آمده است :
طغراى آب طلا و سرخى مختص قلم منشى الممالك ، به ديگرى نسبت ندارد . و از جمله مقربان دربار گيتى مدار و باريافتگان مجالس خاص و عام و تصديق ملازمت و مواجب محرران و منشيان دار الانشاه ، و اهليت و قابليت ايشان ، به مقرب الخاقان مذكور متعلق است و هميشه در ازمنه سلاطين ، منشيان ممالك معزز و بصفت كمالات آراسته بودند . . . » - م
( 2 ) -Surahi( 3 ) -Piali