فصل هفدهم - ورود به دار السلطنه اصفهان و نزاع خونين با هنديان
روز سوم اوت سال 1637 ( 1058 ه . ق ) سرانجام به يارى خداوند به هدف مسافرتمان كه آرزوى آن را داشتيم رسيديم و وارد دار السلطنه اصفهان شديم . چند رأس اسب براى سواره رسيدن به داخل شهر براى ما فرستاده بودند ، چند تن تيرانداز در معيت يكى از اعاظم و خدمه شاه بنام عيسى خان بك « 1 » و دويست نفر سوار به استقبال ما آمدند و دوستانه خوشآمد گفتند . همراه او دو نفر از بزرگان و سرشناسان ارامنه به نامهاى سفر ازبك « 2 » و برادرش الياس بك « 3 » ، كه نفر مسنتر ، رهبر و فرمانده تمام بزرگان ارامنه بود ، نيز آمده بودند . ما همراه اين افراد به سوى شهر رانديم . به سبب وجود گرد و خاك بسيار انسان قادر نبود شش قدمى خود و همينطور تودهء مردم و سوارانى را كه جمع شده بودند ببيند . از ميان كوچهها و خيابانهاى بسيار شهر كه
هامش
( 1 ) -Isakhanbak- اين شخص بايد همان « عيسى خان قورچى » باشد . به صفحات 3 و 11 كتاب اسناد و مكاتبات سياسى ايران رجوع فرمائيد - م
( 2 ) -Sefrasbek( 3 ) -Eliasbek- نويسنده اشارهء نكرده كه كداميك از اين دو برادر مسنتر است - م