صيفىها كه به شيرينى شكر هستند ندارد .
در اين منطقه گونهاى غريب و نادر از خيار وجود دارد كه درازاى آن به سه ربع ساعد مىرسد و قطور و كج و معوج است . از اينرو به آن شون خيار « 1 » يعنى كج مىگويند . اين خيار را در سركه مىخوابانند ( نه مانند ما كه در نمك مىخوابانيم ) و خام آن را با نمك مىخوردند و بايد گفت كه مزه آن كاملا غريب است .
غير از اين در حومه شهر كشتزارهاى بسيار وجود دارد كه در آنها انواع غلات و نيز پنبه كشت مىشود . مهمترين صنايعدستى اينجا شمشيرسازى و سفالگرى است . مىگويند كه بهترين تيغ در اينجا ساخته مىشود كه به بهاى چهار تا بيست تالر مىفروشند . فولادى را كه براى تهيه تيغ به كار مىبرند از شهر نيريز « 2 » كه در مسافت چهار روز مسافرت از اصفهان در پشت يشت « 3 » واقع است مىآورند ؛ گويا در رشته كوههاى دماوند « 4 » معادن پولاد و آهن زيادى وجود داشته باشد .
از سفال انواع و اقسام ظروف تهيه مىكنند . كوزهء سنگى آب نيز مىسازند كه همراه با ظروف سفالين به تمام شهرهاى كشور صادر مىشود . مىگويند كه آب حتى در تابستان گرم چنانچه مدت كوتاهى در اين كوزه بماند تازه و سرد مىشود .
ما در هيچ كجا دزد به اندازه مردم اينجا نديديم ، زيرا آنها نهتنها به محض رسيدن به قم تفنگهاى ما را كه بر اسب بسته بوديم دزديدند ، بلكه در طول اقامت در محل استقرارمان نيز مقدارى از اثاثه و اموال ما را با نهان كردن به زير بغلشان به سرقت بردند .
هامش
( 1 ) -Schunchiar- شايد شونه خيار . بايد همان خيارچنبر باشد - م .
( 2 ) -Niris( 3 ) -Jescht- منظور شهر رشت است . و - آ . با توجه به اينكه نيريز در فارس است ، بنابراين يشت نميتواند رشت باشد . مگر آنكه نيريز ديگرى در آن زمان در حوالى رشت وجود داشته است - م .
( 4 ) -Demawend