گزاران ما به جاى گذاشت و آن سفرنامه است كه توسط بازرگانان ، مأموران سياسى و جهانگردان آن زمان دربارهء ايران نوشته شده است . سفرنامههاى شاردن ، تاورينه و كمپفر كه به فارسى ترجمه شده است در كنار آثار قديمى فارسى كه نويسندگان آن عهد نوشتهاند تصوير روشنى از اوضاع اجتماعى ، تشكيلات ادارى ، آداب و سنن ايران آن زمان ارائه مىدهد و از اين جهت به دوران قاجاريه كه به ما نزديكتر است شباهتهايى دارد و اين ويژگى را در حكومتهاى ميان اين دو سلسله يعنى افغانها و افشاريه و زنديه مشاهده نمىكنيم .
اينك مىپردازيم به مسير مسافرت و تركيب هيئت آلمانى . چون سفر نخستين اين هيئت به روسيه ، جهت جلب موافقت تزار براى « 1 » عبور از آن كشور و رسيدن به ايران با مسافرت دوم هيئت به دربار شاه صفى بستگى نزديك دارد ، ناگزيريم كه به شرح مسير هر دو سفر بپردازيم :
بر هيئتى كه به مسكو اعزام شد دو تن از اصيلزادگان و مشاوران دوك هلشتاين سرپرستى مىكردند . اين دو تن - اوتوبروگمان « 2 » و فيليپوس كروسيوس « 3 » با بيست و چهار تن ديگر از جمله آدام الئاريوس كميتهئى تشكيل مىدهند و در ششم نوامبر سال 1633 برابر با 1053 هجرى قمرى از هامبورگ حركت مىكنند و هشتم همان ماه به تراومونده « 4 » مىرسند . در اينجا ناخدائى را به نام ميخائيل كوردس « 5 » براى
هامش
( 1 ) - تاورينه در سفرنامهء خود صفحهء 275 به ترجمه ابو تراب نورى و تصحيح دكتر حميد شيرانى چنين مىنويسد :
« به طور يقين شنيده بودم كه اجازه نمىدهند هيچكس از اروپا به ايران و يا از ايران به اروپا از مسكو عبور كند . تنها التفات فوقالعادهئى بود كه به سفراى دوكنشين هلشتاين كه به ايران مىرفتند اين اجازه را داده بودند . . . »
( 2 ) -Otto Brugemaun( 3 ) -Philipus Crusius( 4 ) -Travemunde- بندرى در شمال آلمان غربى .
( 5 ) -Michael Cordes