تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
دريافت عوارض را به عهده داشت . حوزه مأموريت او از اينجا كه سرزمين خلخال « 1 » است شروع و تا رودخانه قزل‌اوزن « 2 » كشيده مىشد . روز چهاردهم ژوئن به ترتيب پيشين از روى كوههاى بلند گذشتيم و پس از طى چهار فرسنگ « 3 » به درهء زيبائى كه چشمهء آب زلالى در آن مىجوشيد رسيديم و و خيمه را در همانجا برپا كرديم . در اينجا ملخ‌هاى سبز رنگى ديديم كه درازاى آنها سه زول و قطر بدنشان يك و نيم زول بود . پانزدهم فروردين پس از صرف ناهار به طى طريق ادامه داديم ( سفير بروگمان توانست دوباره سوار بر اسب شود ) و به تاروس « 4 » كه ايرانىها در اينجا آن را پردليس « 5 » مىنامند رسيديم . پيش از اين به درهء عميقى كه كف آن زمين نامناسب و بدى بود فرود آمديم ، اين مكان گويا قرارگاه دزدان و آدم‌كشان باشد كه براى مسافران خطرى بزرگ ايجاد مىكنند ، زيرا انسان در اين طرف افرادى را مشاهده مىكند كه از روبرو به پائين سرازير مىشوند و چنانچه پى ببرند كه مسافران قادر به ايستادگى چندانى نيستند در محل مناسبى هجوم خود را به قافله آغاز مىكنند . كف دره رودخانه قزل‌اوزن جريان دارد كه آب آن كف‌آلود بود و با سرعت زياد به مانند تيرى از ميان تخته‌سنگ‌هاى كوه به پائين سرازير مىشد . آب رودخانه سفيد و زلال است و از اينجهت به زبان طالشى آن را اسپروت « 6 » مىنامند اين رود به درياى خزر مىريزد . بر فراز رود پلى زيبا از خشت پخته ساخته‌اند كه داراى 9 دهانه است . نزديك اين جاده كوهستانى درختان بادام تلخ ، سرو كوهى و عرعر ديده مىشود . آن سوى آب ، راه به سرازيرى تند و پيچ در پيچى مانند مار مىافتد و
هامش
( 1 ) -Chalchal( 2 ) -Kisilosein( 3 ) -Farsang( 4 ) -Taurus( 5 ) -Perdelis( 6 ) -Isperuth- سپيدرود . و - آ .