هلاكت رسانده است . بنابراين سفرا به همراه چند نفر خدمه فورا از ده خارج شدند و در بيابان براى خود خيمه زدند و سايرين زير آسمان و بدون سرپناه مشغول استراحت شدند ، ولى هنگام شب كلبههاى گرد پيشين كه مهماندار آنها را بر پشت گاوهاى نر حمل مىكرد رسيد و در آنها اقامت كرديم . اين كلبهها با چند چوب دراز و پيچ و خمدار كه در رأس توسط صفحهاى به يكديگر متصل مىشدند ساخته شده بود و در موقع لزوم از يكديگر جدا و مجددا به هم وصل مىشدند و مورد استفاده قرار مىگرفتند . وقتى كه هوا را مهى غليظ و بدبو فراگرفت و سرد شد ، ديديم كه چند نفر از همراهان به يكى از همان خانههاى روباز ده رفتهاند و در ميان منزل هيزم آتش كردهاند . ما نيز به آنها پيوستيم و شرابى را كه در شب پيش غصب كرده بوديم به ميان آورديم و مشغول نوشيدن شديم . آن شب را با ترس از بيمارى و با با گفتگوهاى شيرين و سرگرمىهاى مختلف به صبح رسانديم .
بين راه از اينجا تا كاروانسراى آگيس « 1 » گياه ورموت « 2 » بسيارى روئيده بود .
مسافرين مانع خوردن اين گياه توسط شتر و اسبهاى خود شدند ، زيرا بر پايه تجارب شخصى اين علفزار مسموم بود و چريدن در آنجا سبب سقط شدن چارپايان مىشد .
بنابراين مسافرت روز هفتم اين ماه بسيار دشوار شد ، زيرا مىبايست مسافتى به طول ده مايل را در كوهستانى نسبتا مرتفع ؛ حتى گاهى اوقات چهار نعل طى كنيم و براى تهيهء علوفه زحمت زيادى متحمل شويم و از آنجا كه هوا بد و بوران شديدى سرگرفته بود ، نهتنها همراهان ما ، كه اجبارا تمام روز اسب رانده و غذائى نخورده و از اين رهگذر بيمار و كوفته شده بودند ، بلكه شترها نيز يا از حركت باز مىماندند و يا تحمل سنگينى بارى را كه بر گرده داشتند نمىكردند واژگون مىشدند .
حوالى ظهر به كاروانسراى ياد شده يعنى آگيس كه طرف راست ما قرار داشت رسيديم . اين كاروانسراى بزرگ به طرزى جالب ساخته شده بود كه نظير آن را تا
هامش
( 1 ) -Aggis - Karawanserei( 2 ) -Wermut- احتمالا گياه افسنتين است - م .